تبليغاتX
سگال

سگال

تحت پوشش کانون توسعه ی فرهنگ و هنر جوان

هفته نامه : فرهنگي هنري ورزشي سگال (شماره هشتم)منتشر شد

و خدايي كه در اين نزديگي ست

بادرود

سرمقاله

عيب {او} جمله بگفتي،هنرش نيز بگوي


مردم ايران،به معايب اراي خود،اعتراف كردند.

اگر ((يك پزشك)) نوع بيماري فردي را تشخيص دهد،داروي مناسب،تجويز مي كند و فرد بيمار،سريعتر بهبود مي يابد. اگر((يك تعميركار))، عيب قطعه اي را پيدا كند، راحت تر و ارزانتر، آن را تعمير و يا تعويض مي نمايد. همينطور در امور كشاورزي و دامداري، اگر آفات گياهي و حيواني تشخيص داده شود، زودتر مي توان آنها را دفع كرد... بنابراين شناخت عيوب و نوع بيماري و آفات از ضروريات اوليه است و همين آگاهي موجب مي شود تا براي رفع معايب و پيشبرد امور مر بوط اقدامات و تحقيقات بيشتري صورت گيرد.

در سيستمهاي دولتي كشورمان، و همچنين رجال مردان!!! قدرت و ضعف زيادي وجود داشته و دارد.

در كوچه و بازار، در اتوبوسها و تاكسي ها ،بالاي زمين و زير زمين، در خانه و بيرون از خانه، در دنياي واقعي و در دنياي مجازي( اينترنت) همه جا حرف مردماني ست كه از اراي خود احساس نارضايتي ميكنند( بيشتر در خصوص رياست جمهوري و نمايندگان محترم مجلس) يا از بالا به پايين يا از پايين به بالا؛ فرقي نميكند مهم اعترافي ست كه ميكنند.{{اعتراف را با اعتراض اشتباه نگيريد.}}.

 

مدتي بود كه تنوره ي مردم ايران روشن شده بود و آب در حال جوشيدن اما بي مصرف!!! خوب اين بخار بايد طوري تخليه ميشد وگرنه آبگرمكن قصه ي ما منفجر ميشد.(آبگرمگن عالي منفجر) خوب اين همان قطعه اي ست كه كار گذاشته شد تا از اين حادثه ي وحشتناك جلوگيري كند. و آن قطعه كسي نبود جز( استاد سيد محمد خاتمي).

وقتي ايشان با شعار ها و عقايدي كه اعلام نمودند به روي كار آمدند. بعد از تنها يكسال واكنشهاي رجال مردان آنوري و مردم اينوري شروع شد.كه در اين سالها فراز و نشيبهاي فراواني طي شد من جمله حادثه هجدهم تير ماه.

اما چيزي كه مهم بود آزادي بود كه جناب آقاي خاتمي عزيز از آن ميگفت. آزادي اعطا شده بود.(در ديزي باز است حياي گربه كجا رفته)همانظور كه قبلا اشاره كردم ايشان مانند سوپاپ اطمينان آبگرمكن عمل كردن و اين بخاري بود كه در مي رفت( به قول اون جناح: رواج فساد!!!).از آنسو مردم نيز همين را كم دانسته خواهان آزادي بيشتري بودند (مخصوصا جوانان _ كه نياز مبرمي به رفع نيازهاي جنسي داشتند)و ايشان را {ممد خالي بند}خطاب ميكردند. و از طرفي مردم مومن توان هضم اين جريانات را نداشتند و بر كرده خود پشيمان گشتند.

بلاخره استاد خاتمي توانست هشت سال بر كرسي رياست جمهوري بنشيند و هر دوره بيشتر از دوره ي قبل راي اورده بود(فرصتي دوباره كه ايرانيان دادند) و مهمترين كار وي شناخت ايران به دنيا با ارائه ي طرح گفتگوي تمدنها بود.

او رفت و با اراي مردمي دوبار يكي ديگر بر مسند نشست.( جناب دكتر احمدي نژاد) البته هنوز مانده تا كارنامه ي ايشان را بررسي كنيم. اما همين مساله سوخت (بنزين ) و انرژي هسته اي به كنار اما گوشت كيلويي هشت هزار توماني كه ديگر نميتوان ناديده گرفت.

در زمان جناب آقاي هاشمي رفسنجاني با انكه جنگ بود اما گوشت اين قيمت را نداشت.

وارد بحثهاي كلان نميشويم. اما نكته اينجاست كه هر سري و هر بار مردم ما به معايب اراي خود اعتراف كرده و سعي در رفع مشكل دارند.

در هر صورت همه ي مردم شريف ايران به كاستي ها و معايب كار اگاه هستند، مي بايد با دلسوزي و دقت نظر بيشتر به امور مربوط توجه و عمل نمايند انشاا...

اينكه كسي به عيب كارش آگاه و معترف باشد در رفع آنها خواهد كوشيد و اين (( عين هنر است)) چنانچه در اين ضرب المثل مي خوانيد: عيب او جمله بگفتي هنرش نيز بگوي.

 

سردبير


365روز

روز (8)

 

بايد خود را مقيد كنيم كه از اشتباههاي خود پند بگيريم،نه اينكه به خود ببيچيم و خويشتن را ملامت كنيم. اگر از خطاهاي خود درس نگيريم، ممكن است در آينده نيز آنها را تكرار كنيم. اگر موقتا گشتي تان به گل نشست، بخاطر آوريد كه در زندگي انسان شكست معني ندارد، بلكه نتيجه وجود دارد. اين ضرب المثل را در نظر داشته باشيد:

موفقيت، نتيجه قضاوت صحيح است، قضاوت صحيح ناشي از تجربه است، و تجربه غالبا نتيجه ي قضاوت غلط است!

در گذشته خود، مرتكب چه اشتباهي شده ايد كه بتوانيد از آن براي بهبود زندگي امروزي خود استفاده كنيد؟


شعر امروز

نام:*****

شاعر:*****

شما ميتوانيد اشعار خود را براي ما ارسال نماييد تا در اين قسمت نمايش داده شود.

براي ارسال اشعار خود به نشاني : kanontoseefarhang_honarjavan@yahoo.comايميل كنيد.

لطفا نام شعر،شاعر سبك و كشور/استان/شهر را حتما ذكر نماييد.


ضرب المثلهاي ايراني

ضرب المثلهاي مازندراني:

 

آدم چوه بن در شونه ، حرف بن در نشونه

Adem Choye Ben Dar Shone , Harfe Ben Dar Nashone

آدم از زير (ضربات)چوب در ميرود؛ اما از زخم زبان نميتواند بگريزد.

معادل: در دروازه را ميتوان بست دهن مردم را نميتوان بست.


فرهنگ دفاع

(قسمت چهارم)

 

فرمانده كل قوا

 

روز دوم بهمن ماه 64 يعني چند روز قبل از عمليات والفجر8، به اتفاق تني چند از فرماندهان به خدمت حضرت امام (ره) رسيديم. با توجه به سوابقي كه در عدم موفقيت رزمندگان در عبور از رودخانه هاي دجله و فرات در عمليات هاي بدر و خيبر داشتيم، نگراني همه را فرا گرفته بود.

آن بزرگوار كه متوجه نگراني ما شده بودند حدود نيم ساعت از روي نقشه توضيحات ما را درباره عمليات، به دقت ملاحظه كردند و سپس فرمودند: (( شما به خدا اعتقاد داشته باشيد كه فرمانده كل قوا،خود اوست. همان خدايي كه به شما امر كرده كه دفاع بكنيد. برويد و مطمئن باشيد كه پيروزيد.))

ما در مورد اين عمليات، محاسبات دقيقي انجام داده بوديم تا ساعت مناسب را براي عبور نيروها، معين كنيم،ساعتي كه اروند از لحاظ جزر و مد، راكد باشد.

براي اين منظور، جدول محاسبات دوساله را تهيه كرده، خودمان نيز حدود 6 ماه كناره ي اروند را علامت گذاري كرديم تا ساعت مناسب را به دست آوريم. شب عمليات ، همه ي نيروها، از جمله غواش ها ، آماده و يا سوار بر قايق ها بودند كه خليج فارس طوفاني شد و باران شروع به باريدن كرد. ظاهرا همه ي نقشه هاي ما نقش برآب شده بود. در قرارگاه موقعيت شهيد همت، اوضاع به گونه اي بود كه همه به گريه و زاري افتاده بودند . دلها واقعا شكسته شده بود. با ناله ميگفتيم:(( خدا يا! تو كه قوم موسي را از نيل نجات دادي آيا اصحاب محمد(ص) را از اروند عبور خواهي داد؟))

از طرفي صحبتهاي امام در نظرمان بود كه فرمودند به خدا اعتماد داشته باشيد و بر او توكل كنيد. شايد براي خيليها تعجب آور باشد ولي به هر حال با رمز ** يا فاطمه الزهرا ** بچه ها به آب زدند.

هنوز يك ساعت از شروع عمليات نگذشته بود كه خط اول دشمن در كناره ي اروند به وسيله ي لشكر25 كربلا شكسته شد و به دنبال آن شهر فاو به تصرف سپاه اسلام در آمد.

راوي: سردار رحيم صفوي

برگرفته از كتاب امام و دفاع مقدس


معرفي كتاب

دائرة المعارف خودشناسي

(( از طريق اسم و ماه تولدت، خودت را بيشتر بشناس))

سرشناسه: حسين پور، حميدرضا،1355

مشخصات نشر: تهران،آرون،1386.

مشخصات ظاهري:131 ص.

شابك: 987-964-8900-69-9

وضعيت فهرست نويسي:فيپا

موضوع: اختر گويي. فالگيري بروج دوازده گانه.

شماره كتابشناسي ملي: 1173537

چاپ اول: 1386

چاپخانه حيدري: 5000 نسخه

قيمت :2000 تومان

 

مرکز پخش: مازندران _ محمودآباد _ کانون توسعه ی فرهنگ و هنر جوان

همراه :09113206515 حسین پور


دست نوشته هاي پاييزي

این قسمت مال شما و برای شماست (نثر ، داستانهای کوتاه ،خاطرات و درد دلهای خودتان را برای ما بفرستید تا در این قسمت نمایش داده شود)

براي ارسال به نشاني : kanontoseefarhang_honarjavan@yahoo.com ايميل كنيد.

 

من به آمار زمين مشكوكم ،اگر اين سطح پر از آدمهاست پس چرا اين همه دلها تنهاست؟

 

فرستند: وارش خدارودي / ايران / مازندران / محمودآباد


تماشاگه راز

این قسمت مال شما و برای شماست (عکسهای هنری / تاریخی / طنز و... خود را برای ما بفرستید تا در این مکان نمایش داده شود به عکس برتر پس از بررسی نظر کاربران و تایید کارشناسان جایزه تعلق میگیرد .)



شوخي هفته

پنج تا برادر پولاشون رو روي هم ميذارن ميرن ماشين ميخرن! بعد از مدتي ورشكسته ميشن، ميدوني چرا؟ چون همه باهم ميرفتند مسافر كشي.

حالا هم نوبت هيت دولت محترم ؛ ميدوني چرا؟ چون هر جا ميرن همه باهم ميرن.


از اين شنبه تا اون شنبه

شنبه 28 ارديبهشت 1387: روز بزرگداشت حكيم عمر خيام


زندگينامه

امام غياث الدين ابوالفتح عمر بن ابراهيم خيام نيشابوري يكي از حكما و رياضي دانان و شاعران بزرگ ايران در اواخر قرن پنجم و اوايل قرن ششم است. سال ولادت او دقيقاً مشخص نيست. او در شهر نيشابور به دنيا آمد. به اين علت به او خيام مي گفتند چون پدرش به شغل خيمه دوزي مشغول بوده است. او از بزرگترين دانشمندان عصر خود به حساب مي آمد و داراي هوشي فوق العاده بوده و حافظه اي نيرومند و قوي داشت. در دوران جواني خود به فراگيري علم و دانش پرداخته به طوري كه در فلسفه، نجوم و رياضي به مقامات بلندي رسيد و در علم طب نيز مهارت داشته به طوري كه گفته شده او سلطان سنجر را كه در زمان كودكي به مرض آبله گرفتار شده بود معالجه كرد. او به دو زبان فارسي و عربي نيز شعر مي سرود و در علوم مختلف كتابهاي با ارزشي نوشته است. خيام در زمان خود داراي مقام و شهرت بوده است و معاصران او همه وي را به لقبهاي بزرگي مانند امام، فيلسوف و حجة الحق ستوده اند. او در زمان دولت سلجوقيان زندگي مي كرد كه قلمرو حكومت آنان از خراسان گرفته تا كرمان، ري، آذربايجان و كشورهاي روم، عراق و يمن و فارس را شامل مي شد. خیام معاصر با حكومت آلپ ارسلان و ملكشاه سلجوقي بود. در زمان حيات خيام حوادث مهمي به وقوع پيوست از جمله جنگهاي صليبي، سقوط دولت آل بويه، قيام دولت آل سلجوقي و... . خيام بيشتر عمر خود را در شهر نيشابور گذراند اما در طي دوران حياط خود دو بار به قصد سفر از نيشابور خارج شد كه يكي از اين سفرها براي انجام دادن مراسم حج بود و سفر دوم به شهر ري و بخارا بوده است. خيام در علم نجوم مهارتي تمام داشت به طوري كه گروهي از منجمين كه با او معاصر بودند در بناي ساختن رصد خانه سلطان ملكشاه سلجوقي همكاري كردند و همچنين به درخواست سلطان ملكشاه سلجوقي تصميم به اصلاح تقويم گرفت كه به تقويم جلالي معروف است. خيام در دوران زندگي خود از جهت علمي و فلسفي به معروفيت رسيد و مورد احترام علما و فيلسوفان زمان خود بود.

سرانجام شاعر بزرگ در سال 517 ﻫ . ق در شهر نيشابور دارفاني را وداع گفت. او قبل از مرگ خود محل آرامگاه خود را پبش بيني كرده بود كه نظامي عروضي در ملاقاتي كه با وي داشته اين پيش بيني را اينطور بيان كرده كه گور من در موضعي باشد كه هر بهاري شمال بر من گل افشان مي كند كه نظامي عروضي بعد از چهار سال كه از وفات خيام مي گذشت به شهر نيشابور رفته و به زيارت مرقد اين شاعر بزرگ رفته و با كمال تعجب ديد كه قبر او درست در همان جايي است كه او گفته بود.

ويژگي سخن

خيام در زمينه ادبيات و شعر، بيشترين معروفيت را در رباعيات به دست آورده چون رباعيات او بسيار ساده و بي آلايش و دور از تكلف و تصنع نوع زبان شعري است در عين اينكه شامل فصاحت و بلاغت است داراي معاني عالي و استوار است. خيام در اين رباعيها افكار فلسفي خود را به زيباترين شكل بيان مي كند و اين رباعيها را غالباً در دنبال تفكرات فلسفي خود سروده و به همين علت است كه خيام در زمان خود شهرتي در شاعري نداشته و بيشتر به عنوان حكيم و فيلسوف معروف بوده اما بعدها كه رباعيهاي لطيف و فيلسوفانه او مشهود شد نام او در شمار شاعراني قرار گرفت كه شهرت جهاني پيدا كردند. خصوصيات ديگري كه در اشعار خيام نمودار است اين است كه سخنش در كمال متانت و سنگيني است. اهل شوخي و مزاح نيست، با كسي كار ندارد چون او حكيمي است متفكر، دنبال سخنوري نيست و هنگامي كه در اشعارش دقت مي كنيم متوجه مي شويم كه افكار شعري او بر دو يا سه موضوع بيشتر نيست: يادآوري مرگ، تأسف بر ناپايدار بودن زندگي و بي اعتباري روزگار. از ميان شعراي بزرگ ايران كمتر كسي به اندازه خيام است كه شهرت جهاني داشته باشد چون اشعار او به زبانهاي مختلف ترجمه شده است.

معرفي آثار

آنچه كه از آثار خيام وجود دارد يا تاريخ نويسان وجود آنها را ذكر كرده اند رساله ها و مقالاتي است كه او در علوم مختلف نوشته است كه عبارتند از:

1- رساله اي در جبر و مقابله

2- رساله اي در شرح اصول اقليدس

3- زيج ملكشاهي يا زيج جلالي

4- رساله اي در طبيعيات

5- رساله در وجود

6- رساله فلسفي كه در آن از حكمت الهي در آفرينش عالم و تكاليف مردم و عبادات بحث مي كند.

7- رساله اي در اختلاف فصول و اقاليم

8- نوروز نامه كه درباره رسوم و اعياد ايرانيان به ويژه تاريخ و آداب ايرانيان در روز عيد نوروز است.

 9- ديوان رباعيات

گزيده اي از اشعار

ابر آمد و باز بر سر سبزه گزيست بي باده گلرنگ نمي بايد زيست
 

اين سبزه كه امروز تماشاگه ماست تا سبزه خاك ما تماشاگه كيست

* * *

بر چهره گل نسيم نوروز خوش است در صحن چمن روي دل افروز خوش است
 

از دي كه گذشت هر چه گويي خوش نيست خوش باش و ز دي مگو كه امروز خوش است

***

مي نوش كه عمر جاوداني اين است خود حاصل از دور جواني اين است
 

هنگام گل و باده و ياران سر مست خوش باش دمي كه زندگاني اين است

 

يكشنبه 29 ارديبهشت 1387: روز جهاني موزه و ميراث فرهنگي

 

کتيبه هاي ايران باستان رايانه‌اي مي‌شود

 

بانک اطلاعات کتيبه هاي ايران باستان شامل کتيبه‌هايي از دوره‌هاي هخامنشي، اشکاني، ساساني، ايلامي ، اليمايي و آرامي توسط پژوهشکده زبان، کتيبه ها و متون تهيه مي شود.

خبرگزاري ميراث فرهنگي_فرهنگ وهنر_کتيبه‌هاي ايراني دوره ايران باستان در صورت تامين به موقع بودجه تا پايان امسال رايانه‌اي مي‌شود.

طرح تهيه بانک اطلاعات کتيبه‌هاي ايران باستان و ارائه ديجيتالي آن که سال گذشته به تصويب شوراي پژوهشي پژوهشگاه ميراث فرهنگي، صنايع دستي و گردشگري رسيد، در صورت تامين به موقع بودجه تا سال 88 آماده مي شود.

"سيروس نصرالله زاده"، مدير گروه کتيبه ها و زبان هاي باستاني پژوهشکده زبان کتيبه ها و متون در گفت و گو با CHN گفت:« در حال حاضر کار کتيبه‌هاي دوره هخامنشي بيستون و تخت جمشيد به اتمام رسيده و کار ديگر کتيبه هاي ايران مثل کتيبه هاي اشکاني، ساساني، ايلامي و اليمايي که فاز نخست اين طرح را تشکيل مي‌دهد درصورت تامين به موقع بودجه، تا پايان سال به اتمام مي رسد.

به گفته نصرالله زاده هنوز نرم افزاري که براي ارائه ديجيتال اين بانک اطلاعاتي لازم است تهيه نشده زيرا ابتدا بايد اطلاعات به ميزان کافي جمع آوري و بر اساس آن نرم افزار تهيه شود.

به گفته وي اين اطلاعات تا به حال وجود داشته، اما به صورت پراکنده بوده اند. اكنون ابتدا اطلاعات ترجمه، آوانويسي و حروف نويسي و سپس همراه با عکس کتيبه ها تدوين مي‌شود و با تبديل به اطلاعات رايانه‌اي در سايت پژوهشکده قابل دسترسي خواهد بود.

 مدير گروه کتيبه‌‌ها و زبان‌هاي باستاني پژوهشکده زبان کتيبه ها و متون عنوان کرد:« علاوه بر کتيبه‌هاي ايراني کتيبه هاي ديگري مثل کتيبه هاي آرامي و يوناني هم موجود هستند که اطلاعات آنها هم جمع آوري مي‌شود. البته به علت تعداد اين کتيبه ها کار مستندسازي آنها چندان طولاني نخواهد بود.

نصرالله زاده همچنين از تک نگاري کتيبه‌هاي يادبودي دوره ساساني خبر داد و به CHN گفت:« علاوه بر اين تک نگاري ديگري در خصوص کتيبه‌هاي يادبودي دوره ساساني دست داريم که شامل سنگ مزارها و کتيبه هاي وقفي دوره پهلوي ساساني مي‌شود. حدود 70 درصد از بررسي اين کتيبه ها که بيشتر در استان فارس قرار دارند، به اتمام رسيده و 30 درصد باقيمانده به اضافه عکسبرداري از برخي از آنها به سال 87 موکول شد که امسال به پايان خواهد رسيد.

 

حمايت از معماران ، معماري اصيل ايراني را حفظ مي‌كند

 

خبرگزاري ميراث فرهنگي_ گروه ميراث فرهنگي_ معاون ميراث فرهنگي سازمان ميراث فرهنگي، صنايع دستي و گردشگري استان يزد گفت:« با حمايت از هنرمندان و معماران اين عرصه مي توان معماري اصيل ايراني را همراه با معماري اسلامي حفظ کرد.

 "محمد حسن ملک ثابت" با بيان اينکه معماري ايراني نماد و مصداق تفکر و تمدن بشري در دوره هاي مختلف است تصريح کرد: « معماري فقط به وجود اثر و کالبد بنا نيست ، بلکه روح و ارزش هاي معنوي يک اثر نيز از لحاظ معماري سنتي داراي اهميت خاصي است.

 به گزارش روابط عمومي سازمان ميراث فرهنگي، صنايع دستي و گردشگري استان يزد، به مناسبت گراميداشت هفته ميراث فرهنگي و روز جهاني موزه ها، نخستين همايش تخصصي معماري با محوريت ارتباط معماري سنتي و مدرن در محل سالن کنفرانس باغ دولت آباد برگزار شد.

هدف از برگزاري اين همايش آشنايي بيشتر شرکت کنندگان با اصول حاکم بر معماري سنتي و مدرن و تبيين ارزشها و قابليتهاي معماري بود.

معاون ميراث فرهنگي سازمان ميراث فرهنگي، صنايع دستي و گردشگري استان يزد همچنين در اين همايش گفت: « ثبت ميراث معنوي و ميراث طبيعي يکي از وظايف سازمان ميراث فرهنگي، صنايع دستي و گردشگري است و معماري سنتي نيز از اهميت معنوي زيادي برخوردار است و شاهکارهاي مهندسي معماري ايراني را به وضوح نشان مي‌دهد.

عضو هيات علمي دانشگاه يزد نيز در ادامه همايش گفت: «از لحاظ علم معماري سنت به سه دسته انساني، اجتماعي و الهي تقسيم مي شود و اثري مانند مسجد جامع يزد اثري است همراه با سبک معماري خاص که تمامي سنتها در آن رعايت شده است.

"مهدوي پور" ادامه داد: «معماري مدرن در هر دوره اي بازتاب و نمود انديشه بشر در همان دوره يا عصر است و تکنولوژي و فناوري روز در سبک معماري مدرن نقش مهمي دارد.

عضو هيات علمي دانشکده معماري دانشگاه يزد نيز در ادامه همايش گفت: «معماري در واقع طراحي و اجرا کليه بناهاي خاص به شيوه و سبکهاي کهن و اصيل ايراني و استفاده از تزئينات خاص معماري سنتي در ساختمانها و مقرنس کاري ، گچ بري ، آيينه کاري، تذهيب، تشعير و معرق است .

"اولياء" افزود: «براي حفظ آثار باستاني و تاريخي مرمت و ساماندهي آثار در حفظ سبک معماري ايراني و اسلامي نقش مهمي را ايفا مي کند و در احياء آنها با حفظ ارزش هاي هنري و سنتي اثر مي توان جاني تازه به بنا بخشيد.

نخستين همايش تخصصي معماري با محوريت ارتباط معماري سنتي و مدرن با همکاري سازمان ميراث فرهنگي، صنايع دستي و گردشگري استان يزد و دانشگاه پيام نور رضوانشهر صدوق وانجمن علمي هنري کرياس برگزار شد.

 

قلعه وزير رکن آباد ميبد اثر ملي شد

قلعه وزير رکن آباد ميبد به شماره ثبتي 9123 در فهرست آثار ملي کشور به ثبت رسيد.

خبرگزاري ميراث فرهنگي_ گروه ميراث فرهنگي_ قلعه وزير رکن آباد ميبد به شماره ثبتي 9123 در فهرست آثار ملي کشور به ثبت رسيد.

به گزارش روابط عمومي سازمان ميراث فرهنگي، صنايع دستي و گردشگري استان يزد با توجه به سبک معماري بنا ، قدمت قلعه به دوران قاجار بر مي گردد و قلعه از نوع خاص است که در ميان دو خانه مسکوني قرار دارد.

ورودي قلعه داراي تزئيناتي است و در دو طبقه ساخته شده است .

 خانه‌هاي مياني متعلق به فردي به نام وزير و فضاهاي جانبي محل زندگي مردم عادي بوده است.

کاربري بنا عمومي، خدماتي و حفاظتي و ساختار اصلي آن از خشت و گل و ساروج است.

نارين قلعه، مهرجرد، بارجين، بدرآباد و بابک از جمله قلعه هاي شهرستان ميبد است که در فهرست آثار ملي کشور به ثبت رسيده است .

 

"يادِ يادگار" روز جهاني موزه و ميراث فرهنگي را گرامي‌ مي‌دارد

 

"يادِ يادگار" به مناسبت 29 ارديبهشت روز جهاني موزه و ميراث فرهنگي از سوي مرکز گسترش سينماي مستند و تجربي برگزار مي‌شود .در اين مراسم "سيد محمد بهشتي" رئيس اسبق سازمان ميراث فرهنگي و "سيد احمد محيط طباطبايي" رئيس ايكوم ايران حضور دارند.  

همايش ياد يادگار

خبرگزاري ميراث فرهنگي_ گروه هنر_ "يادِ يادگار" به مناسبت 29 ارديبهشت روز جهاني موزه و ميراث فرهنگي از سوي مرکز گسترش سينماي مستند و تجربي برگزار مي‌شود .

اين مراسم با همكاري مؤسسه ملي ايکوم ايران و مرکز گسترش سينماي مستند و تجربي معاونت سينمايي وزارت ارشاد به ياد سه دوره برگزارشده جشنواره يادگار قرار است برگزار شود.

در اين مراسم كه "سيد محمد بهشتي" رئيس اسبق سازمان ميراث فرهنگي و "سيد احمد محيط طباطبايي" رئيس ايكوم ايران حضور دارند،از هنرمندان و فيلمسازان و همچنين از اعضاي ايکوم دعوت شده و قرار است تمبري نيز به ياد اين ايام تهيه و چاپ شود.

 اعضاي هيات‌هاي انتخاب و داوري اين سه دوره نيز دعوت شده اند .

همچنين چند فيلم که فيلم هاي برگزيده اين سه دوره بوده‌اند و چند فيلم مرتبط با اين موضوع به نمايش گذاشته خواهند شد .

علاقمندان مي توانند دوشنبه 30 ارديبهشت 87 ساعت 17 در مرکز گسترش سينماي مستند و تجربي سالن سينما حقيقت به تماشاي فيلم و مراسم بنشينند .

همچنين دوستداران شرکت در برنامه هاي کانون فيلم سينما حقيقت مي‌توانند با شماره 88528317 در تماس باشند و يا با استفاده از پايگاه الکترونيکي : www.defc.ir از برنامه هاي انجام شده در اين مرکز استفاده كنند.

کانون فيلم سينما حقيقت در خيابان سهروردي شمالي، ميدان شهيد قندي، پلاک 17 واقع شده است.

 

دوشنبه 30 ارديبهشت 1387: شهادت حضرت فاطمه الزهرا (س) {11ه.ق} به روايتي

 

 

وصاياي حضرت فاطمه الزهرا (س)

 

بسم الله الرحمن الرحيم هذا ما اوصت به فاطمة بنت رسول‏اله و هى تشهد ان لا اله اله الله و ان محمدا رسول‏الله و ان الجنة حق والنار حق و ان الساعة آتية لاريب فيها و ان الله يبعث من فى القبور يا على انا فاطمه بنت محمد زوجنى الله منك لاكون لك فى الدنيا و الاخرة انت اولى بى من غيرى حنطنى و غسلنى و كفنى بالليل وصل على و ادفنى بالليل و لا تعلم احدا و استودعك الله و اقراء على ولدى السلام الى يوم القيامة.(1)
اين است وصيت فاطمه دختر رسول خدا و او شهادت مى‏دهد به يگانگى و يكتايى ذات باريتعالى و رسالت حضرت محمد رسول‏الله و گواهى مى‏دهد كه بهشت حق است و آتش جهنم حق است و بدون شك قيامت در پيش است و خواهد آمد و خدا در آن روز همه را از قبرها برمى‏انگيزد يا على من فاطمه دختر محمدم كه خداوند مرا به ازدواج تو درآورد تا در دنيا و آخرت همسر تو باشم و از آن تو، تو از هركس بر من نزديكترى مرا شبانه حنوط كن و شب غسل بده و شبانه كفنم كن و شب به خاك بسپار و كسى را از دفن من مطلع مكن. تو را به خدا مى‏سپارم و سلام من به فرزندانم تا روز قيامت برسان. و در بعضى از روايات دارد كه زهرا عليهاالسلام به على عليه‏السلام گفت: يابن عم دلم تمناى مرگ دارد ساعتى نخواهد گذشت جز آن كه از تو مفارقت نمايم.
على عليه‏السلام فرمود: اى دختر رسول خدا وصيت كن به آنچه مى‏خواهى و هر چه در دل دارى بيان كن على عليه‏السلام نشست بالاى سر فاطمه و خانه را از بيگانه خالى كرد جز فاطمه و على كسى نبود فاطمه عرض كرد: اى پسر عم هيچگاه در زندگى به شما دروغ نگفته‏ام و در زندگى زناشويى با تو راه خيانت نپيموده‏ام و لا خالفتك منذ عاشرتنى. و هرگز در معاشرت با تو از در مفارقت وارد نشده‏ام و پيوسته مطيع فرمان تو بوده‏ام. على عليه‏السلام فرمود:
پناه مى‏برم به خدا (اى دختر رسول خدا) تو بانوى راستگويى و داناتر و پرهيزگارتر و نيكوكارتر و گرامى‏تر از هركسى، من نيز از خدا در مخالفت با تو بيمناك بوده‏ام و فراق تو بر من سخت ناگوار است فقدان تو بر من تجديد مصيبتى است كه از رحلت پيغمبر بر من وارد شد به خدا قسم مصيبت فراق تو بر من چنان است كه هيچ چيز نمى‏تواند مرا تسليت دهد در آن حال هر دو به گريه افتادند و مدتى زار زار اشك ريختند (بعضى نوشته‏اند كه چون اطاق خلوت شد زهرا عليهاالسلام به على عليه‏السلام عرض كرد پسر عم جلوتر بيا و دستت را روى سينه من بگذار على عليه‏السلام خواهش آن بانو را عمل كرد آنگاه عرض كرد پسر عم از من راضى باش على عليه‏السلام فرمود: زهرا جان از تو راضيم خداى نيز از تو راضى باشد. عرض كرد نه على جان مى‏دانى من از چه چيزى از شما رضايت مى‏خواهم روزى كه دشمن به صورت من سيلى زد و با خستگى و درد جسمانى و روح افسرده آمدم منزل ديدم تو در كنج حجره نشسته‏اى و مشغول جمع‏آورى قرآنى با تندى با شما سخن گفتم و به شما گفتم يابن ابيطالب اى پسر ابى‏طالب در كنج حجره نشسته‏اى و مثل جنين در رحم حجره قرار گرفته‏اى دشمن به همسرت تعدى كرده...
غصه‏دار بودم و با تو پرخاش كردم اينك از تو رضايت مى‏خواهم از من راضى باش) مولاى متقيان سر فاطمه را به سينه چسباند و با مهربانى فرمود: زهرا جان از تو راضيم خدا و رسول از تو راضى باشند هرچه مى‏خواهى بگو كه اجرا خواهم كرد. آن بانو در حالى كه اشك مى‏ريخت گفت شوهر گراميم خداوند تو را جزاى خير دهد وصيت من اين است كه دختر خواهر من امامه را تزويج كنى (امامه دختر زينب بنت رسول‏الله بود كه مادرش در زمان پدر فوت كرده بود) زيرا امامه به فرزندان من مهربانى خواهد كرد و بهترين پرستار آنها است و مرد هم ناگزير است زنى در خانه داشته باشد.
از جمله وصاياى حضرت زهرا عليهاالسلام به همسرش اين بود كه گفت: شوهر عزيزم براى من تابوتى بساز كه فرشتگان صورت آن را به من نشان داده‏اند و امام عليه‏السلام از وى خواست كه وصف آن را برايش بيان كند تا طبق خواسته‏اش عمل نمايد.
«مورخين نوشته‏اند كه وصف تابوت در متن وصيت آن بانوى بزرگ اسلام نيست» و باز گفت: همسرم وصيت ديگرم اين است كه هيچكس به جنازه من حاضر نشود.
من از اين مردم كه به من ستم كردند و حق مرا غصب نمودند متنفرم.
اينها دشمن من و دشمن رسول خدا (ص) هستند اجازه نده از اين قوم و هوادارانشان كسى بر جنازه من حاضر شوند و نماز بخوانند يا على مرا در تاريكى شب آنگاه كه ديدگان مردم به خواب رفت به خاك بسپار تا از دفن من بى‏خبر باشند. (2)

1ـ بحار چاپ قديم ج 10/ 61
2ـ فاطمة الزهرا سيدة نساءالعالمين/ 435

 

علل بيماري و شهادت

 

با وجود سفارش آن حضرت به نهان داشتن شرايط جسمى و وضعيت روحى‏اش پس از آن رويدادهاى تلخ، و با وجود رازدارى امير مؤمنان، سرانجام خبر بيمارى بانوى بانوان در مدينه منتشر گرديد و همگان از شرايط آن حضرت آگاه شدند. لازم به يادآورى است كه فاطمه عليهاالسلام از بيمارى سختى شكايت نداشت كه غيرقابل مداوا برسد، بلكه آنچه او را سخت رنج مى‏داد و پيكرش را آب مى‏كرد، امواج دردها و مصيبتها و رنجهايى بود كه هر روز بر آن افزوده مى‏شد و اين فشارها بود كه بر رنج و بيمارى برخاسته از صدمات وارده در يورش به خانه‏اش، كمك مى‏كرد تا بانوى سرفراز گيتى را به بستر شهادت بكشاند.
در كنار اينها فشار سوگ پدر و گريه بسيار بر آن حضرت نيز از عواملى بود كه باعث شدت بيمارى و زوال شادابى و طراوت از خورشيد جهان‏افروز وجود او مى‏شد و بايد ستم و خشونت و مواضع ناجوانمردانه‏ى برخى از مسلمان‏نماها و نيز تحول ارتجاعى در سيستم سياسى و دگرگونى كارها و تغيير اوضاع و شرايط به سود ارتجاع و جاهليت را نيز از عواملى برشمرد كه فشار دردها و رنجها را هر لحظه بيشتر مى‏ساخت و خورشيد وجود انديشمندترين و آزاده‏ترين بانوى جهان هستى را بسوى افق مغرب پيش مى‏برد.
فاطمه در يورش دژخيمان دولت غاصب به خانه‏اش به گونه‏اى ميان در و ديوار فشرده شد كه علاوه بر وارد آمدن صدمات سخت بر وجود گرانمايه‏اش، جنين وى نيز سقط گرديد و تازيانه‏هاى بيدادى كه بر پيكر مطهرش فرود آمد، بدنش را مجروح و خون‏آلود ساخت و آثار عميقى در آن نازنين‏بدن برجاى نهاد. و نيز ضربات شديد ديگرى بر او وارد آمد كه جسم و جان و روح ملكوتى‏اش را به شدت آزرد.
آرى همه‏ى اين امور و رويدادهاى دردناك دست به دست هم دادند و آن حضرت را به بستر بيمارى كشانده و از انجام كارهاى خويش بازداشتند.
حضرت امام حسن مجتبى عليه‏السلام در يك مجلس مناظره در حضور معاويه خطاب به مغيرة بن شعبه فرمود: «تو مادرم را زده و مصدوم و مجروح ساختى، تا اينكه او بچه‏اش را سقط كرد...» (انت الذى ضربت فاطمة بنت رسول‏اللَّه صلى اللَّه عليه و آله حتى ادميتها و القت ما فى بطنها...) (1)
و حضرت امام صادق عليه‏السلام با تصريح بيشتر در مورد علت بيمارى و شهادت فاطمه عليهاالسلام مى‏فرمايند:
و كان سبب وفاتها ان قنفذا مولى الرجل لكزها بنعل السيف بامره فاسقطت محسنا، و مرضت من ذلك مرضا شديدا. (2)
سبب شهادت فاطمه اين بود كه قنفذ (غلام خليفه دوم) با غلاف شمشير او را زده و بچه‏اش را كشت و مادرم از اين جهت به بستر بيمارى افتاد.
اسماء لحظه‏اى حضرت را به حال خود واگذاشت و بعد صدا زد و جوابى نشنيد، صدا زد اى دختر محمد مصطفى، اى دختر گرامى‏ترين كسى كه زنان حمل او را عهده‏دار شدند، اى دختر بهترين كسى كه بر روى ريگ‏هاى زمين پاى گذارده، اى دختر كسى كه به پروردگارش به فاصله دو تير كمان و يا كمتر نزديك شد، اما جوابى نيامد چون جامه را از روى صورت حضرت برداشت، مشاهده كرد از دنيا رخت بر بسته است، خود را به روى حضرت انداخت و در حالى كه ايشان را مى‏بوسيد گفت: فاطمه آن هنگام كه نزد پدرت رسول خدا رفتى سلام اسماء بنت عميس را به آن حضرت برسان، آنگاه گريبان چاك زده و از خانه بيرون آمد، حسنين به او رسيده و گفتند: اسماء مادر ما كجا است؟ وى ساكت شد و جوابى نداد، آنان وارد اتاق شده ديدند حضرت دراز كشيده حسين عليه‏السلام حضرت را تكان داد ديد از دنيا رفته است، فرمود: اى برادر خداوند تو را در مصيبت مادر پاداش دهد.
حسن خود را بر روى مادر انداخته و گاهى مى‏بوسيد و مى‏گفت: اى مادر با من سخن بگو پيش از آن كه روح از بدنم جدا شود، و حسين جلو آمده و پاهاى حضرت را مى‏بوسيد و مى‏گفت: اى مادر من پسرت حسينم، پيش از آنكه قلبم منفجر شود و بميرم با من صحبت كن.
اسماء به آنها گفت: اى فرزندان رسول خدا برويد نزد پدرتان على عليه‏السلام او را از مرگ مادرتان خبردار كنيد، آن دو از منزل بيرون رفته و صدا مى‏زدند:يا محمداه يا احمداه، امروز كه مادرمان از دنيا رفت رحلت تو تجديد شد، بعد به مسجد رفته و على عليه‏السلام را خبردار كردند حضرت با شنيدن خبر فوت فاطمه عليهاالسلام از هوش رفت و با پاشيدن آب بر او به هوش آمد و چنين گفت: اى دختر حضرت محمد به چه كسى تسليت بگوئيم، من هميشه به وسيله تو دلدارى داده مى‏شدم، بعد از تو چه كسى موجب دلدارى و تسليت من خواهد شد.

1ـ احتجاج طبرسى، ج 1، ص 414- بحارالانوار، ج 43، ص‏ص 197، ح 28- سفينة، ج 2، ص 339.
2ـ عوالم، ج 11، ص 504- بحار، ج 43، ص 170، ح 11.

 

كيفيت وفات

 

1ـ به ام‏سلمه فرمود: برايم آبى آماده كن تا بدان غسل كنم، ام‏سلمه آب را آورد، غسل كرد و جامه پاكى پوشيد، دستور داد بسترش را در وسط اتاق بگستراند،به طرف راستش رو به قبله خوابيد و دست راستش را زير صورتش گذاشت.(1)
2- در روايت ديگرى آمده كه: حضرت به اسماء فرمود: آبى برايم آماده كن، بعد با آن غسل كرده و سپس فرمود: جامه‏هاى جديدم را به من بده، آنها را پوشيده و فرمود: بقيه حنوط پدرم را از فلان جا برايم بياور و زير سرم بگذار و مرا تنها گذاشته و از اينجا بيرون برو، مى‏خواهم با پروردگارم مناجات كنم.
اسماء مى‏گويد: از اتفاق بيرون شدم و صداى مناجات آن حضرت را مى‏شنيدم، آهسته به طورى كه مرا نبيند وارد شدم ديدم دست به سوى آسمان دراز كرده و مى‏گويد: پروردگارا به حق محمد مصطفى و اشتياقى كه به ديدار من داشت، و به شوهرم على مرتضى و اندوهش بر من و به حسن مجتبى و گريه‏اش بر من و به حسين شهيد و پژمردگى و حسرتش بر من و به دخترانم كه پاره تن فاطمه مى‏باشند و غم و اندوهى كه بر من دارند، از مى‏خواهم كه بر گناهكاران امت محمد ترحم فرمائى و آنان را بيامرزى و به بهشت وارد كنى كه تو بزرگوارترين سؤال شوندگان و مهربان‏ترين مهربانانى. (2)
3- و گفت: قدرى مرا به خود واگذار و بعد مرا بخوان، اگر پاسخ تو را دادم كه بسيار خوب و اگر جوابى ندادم بدان كه من به سوى پدر خود، (يا پروردگارم) رفتم.
اسماء لحظه‏اى حضرت را به حال خود واگذاشت و بعد صدا زد و جوابى نشنيد، صدا زد اى دختر محمد مصطفى، اى دختر گرامى‏ترين كسى كه زنان حمل او را عهده‏دار شدند، اى دختر بهترين كسى كه بر روى ريگ‏هاى زمين پاى گذارده، اى دختر كسى كه به پروردگارش به فاصله دو تير كمان و يا كمتر نزديك شد، اما جوابى نيامد چون جامه را از روى صورت حضرت برداشت، مشاهده كرد از دنيا رخت بر بسته است، خود را به روى حضرت انداخت و در حالى كه ايشان را مى‏بوسيد گفت: فاطمه آن هنگام كه نزد پدرت رسول خدا رفتى سلام اسماء بنت عميس را به آن حضرت برسان، آنگاه گريبان چاك زده و از خانه بيرون آمد، حسنين به او رسيده و گفتند: اسماء مادر ما كجا است؟ وى ساكت شد و جوابى نداد، آنان وارد اتاق شده ديدند حضرت دراز كشيده حسين عليه‏السلام حضرت را تكان داد ديد از دنيا رفته است، فرمود: اى برادر خداوند تو را در مصيبت مادر پاداش دهد.
حسن خود را بر روى مادر انداخته و گاهى مى‏بوسيد و مى‏گفت: اى مادر با من سخن بگو پيش از آن كه روح از بدنم جدا شود، و حسين جلو آمده و پاهاى حضرت را مى‏بوسيد و مى‏گفت: اى مادر من پسرت حسينم، پيش از آنكه قلبم منفجر شود و بميرم با من صحبت كن.
اسماء به آنها گفت: اى فرزندان رسول خدا برويد نزد پدرتان على عليه‏السلام او را از مرگ مادرتان خبردار كنيد، آن دو از منزل بيرون رفته و صدا مى‏زدند:يا محمداه يا احمداه، امروز كه مادرمان از دنيا رفت رحلت تو تجديد شد، بعد به مسجد رفته و على عليه‏السلام را خبردار كردند حضرت با شنيدن خبر فوت فاطمه عليهاالسلام از هوش رفت و با پاشيدن آب بر او به هوش آمد و چنين گفت: اى دختر حضرت محمد به چه كسى تسليت بگوئيم، من هميشه به وسيله تو دلدارى داده مى‏شدم، بعد از تو چه كسى موجب دلدارى و تسليت من خواهد شد.

1ـ بلادى بحرانى «وفات فاطمه الزهراء» 77.
2ـ وفاه فاطمة الزهراء/ 78.

 

سه شنبه 31 ارديبهشت 1387 : فعلا خبري نيست


چهارشنبه 1 خرداد 1387 : روز بهره وري و بهينه سازي مصرف _ روز بزرگداشت ملاصدرا(صدرالمتالهين)


روز بهره‌وري و بهينه سازي مصرف


امروزه در اقتصاد كليه كشورها چه کشورهاي توسعه يافته و چه در حال توسعه بهره‌ وري به اولويتي ملي تبديل شده است. بهره‌وري بطوري که موجبات رشد اقتصادي و كنترل تورم را فراهم و امكان دستيابي در سطح بالاي استاندارد زندگي را ميسر مي‌كند. و از لحاظ به حداكثر رساندن منافع افزايش بهره وري، اهداف بهره وري بايد در طرحهاي ملي توسعه گنجانده شوند. اگر بخواهيم بهره وري موجب تفاوت در رقابت بازرگاني، ايجاد رفاه ملي و بهزيستي مردم شود، يك رهيافت ملي و جامع، ضروري است.

بهره وری به عنوان يك رويكرد مديريتي كم كم جاي خود را در كشور ما باز مي كند، ارتقاء بهره وری جزء لاينفك مديريت كشور است و همه طراحان، توليد كنندگان و مديران كشور به نحوي با آن سروكار دارند. در سازمان ملي بهره وری ايران به عنوان كانون هماهنگي و برنامه ريزي بهره وری كشور در زمينه ارتقاء بهره وری حركتهاي مؤثري انسجام يافته، اما اين تلاش ها بدون پشتوانه نظري و همكاري و اعتقاد اند يشمندان و فرهيختگان كشور ممكن نيست. سازمان بهره وری به عنوان پيشنهاد دهنده هدف ها و اولويت ها و تدوين شاخص هاي بهره وری زمينه بهبود كيفيت و اثربخشي را در مديريت كشور فراهم  مي كند. اما همه سازمانها و نهادهاي كشور موظفند تا در اين امر ملي قدم هاي استواري بردارند.

بهره وری در كل عبارتست از تقسيم ستانده به داده و در سطح ملي ستانده عبارتست از ارزش افزوده ملي يا توليد ملي. نهاده عبارتست از زمان بالقوه براي كار و فعاليت. اين جوشش و زايش محصول به وجود آمدن فضائي باز و قانونمند است كه در آن انسان ها مجال داشته باشند با احترام متقابل آزادانه بينديشند، تجربه كنند و با نقادي مداوم، بينش ها و روش هاي خود را اصلاح نمايند. حركت توفيق آميز به سوي بهره وری در گرو اعتقاد فردي و تك تك آحاد جامعه است. استقرار چرخه بهره وری در كشور سرآغاز حركتي نوين در توسعه خواهد بود و در آينده متضمن شايسته سالاري در مديريت كشور است.

جا دارد كه چرخه بهره وری شامل محاسبه شاخص ها، ارزيابي شاخص ها، برنامه ريزي و اجراي  برنامه هاي بهره وری با تاكيد بر رويكرد  توليد ملي با جديت بيشتر در كليه دستگاههاي اجرائي و بنگاههاي اقتصادي دنبال گردد. تغيير و تحول نمي تواند به صورت آمرانه و از بالا به پايين باشد. بلكه جوشش از درون انسان ها است. در اين رابطه تجربه گذشتگان نشان مي دهد كه تشكيل گروههاي حل مساله مي تواند رويكردي موفق در ارتقاي بهره وری باشد و لذا به كارگيري آن در كليه سازمانها الزامي و بر همه واجب است اين امر مهم را در دستور كار روزانه و اجرائي خود قرار دهند.

  

مفاهيم، نكات و پيام‌هاي بهره ‌وري

1- به لحاظ عدم آگاهي كامل افراد جامعه از مفاهيم بهره ‌وري برداشت‌هاي نادرستي بعضاً از بهره وري و بهبود آن مي‌شود، بطور مثال عده‌اي بهره‌وري را به‌عنوان سخت‌تر كار كردن مي‌دانند در صورتي ‌كه معنا و مفهوم بهره ‌وري در ارتباط با كار كردن چيز ديگري است. بهره ‌وري را مي‌توان هوشيارانه و آگاهانه ‌تر كار كردن بيان كرد نه سختتر كار كردن.

2- اگر سازماني بخواهد به بهبود بهره ‌وري مستمر و پايدار دست يابد بايد براي بهره ‌وري و بهبود آن اهميت استراتژيك قائل شود و به بهبود بهره ‌وري به عنوان يك فرايند مديريتي نگاه كند. چون فرايند مديريتي، فرايندي مستمر، پيوسته و پايدار بوده و هنگامي ‌كه شكل گرفت به طور مداوم و لاينفك به عملكرد سازماني تبديل مي‌شود و برخلاف برنامه به يك دوره زماني خاص محدود نمي‌شود.

3- بهره ‌وري قبل از اينكه به‌عنوان يك شاخص اقتصادي و يا عامل توسعه مطرح شود يك فرهنگ است. براي اينكه بهره‌وري در يك جامعه پايگاهي پيدا كرده و ماندگار شود و در متن عقايد و سنت‌هاي بومي ريشه بدواند، بايد نه تنها به عنوان يك معيار اقتصادي صرف، بلكه به‌عنوان يك انديشه و تفكر قلمداد شود.

4- هميشه اين باور وجود دارد كه هر فرد در حالت عادي داراي استعداد‌ها، قابليت‌ها و ظرفيت‌هايي از قبيل: خلاقيت، نوع ‌آوري، ابتكار، اختراع، مديريت، رشد و ترقي و همچنين ويژگي‌هاي خاصي مي‌باشد كه بر اثر پرورش و آموزش‌هاي صحيح و مناسب مي‌توان اين استعدادها، قابليت‌ها و ظرفيت‌ها را به مرحله ظهور رساند و موجب رشد و بهبود بهره ‌وري نيروي انساني گرديد. بنابراين از جمله مهمترين ابزارهاي رشد و بهبود بهره‌وري توجه به آموزش و پرورش هدفمند نيروي انساني مي‌باشد.

5- سعادت، خوشبختي و بهروزي هر ملتي وابسته به كار و تلاش همه اقشار جامعه مي‌باشد و بهره ‌وري معياري براي ارزيابي عملكرد اين فعاليت‌ها و تلاش‌ها در بخش‌هاي مختلف اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي مي‌باشد. بر اين اساس طبيعي است جوامعي كه مردمي سخت‌كوش و فعال و تلاشگر دارند از بهره‌وري بالايي برخوردار خواهند بود.

براي بهره ‌ور بودن، بايد باور و اعتقاد داشته باشيم كه امروز، بهتر از ديروز و فردا بهتر از امروز مي‌توان عمل كرد و اين مطلب همان فرمايش حضرت علي (ع) است كه مي‌فرمايد: هر كسي دو روزش مثل هم باشد زيان ديده است، بر اين اساس بايد سعي و تلاش نمود كه هر روزمان بهتر از ديروزمان باشد و اين هم يك پيام بهره‌وري است.

 

ملاصدرا


 

محمد بن ابراهيم قوامي شيرازي ملقب به صدر المتالهين يا ملاصدرا در ظهر روز نهم جمادي الاولي سال 980 قمري ديده به جهان گشود.پدر او خواجه ابراهيم قوامي مردي پرهيزگار ديندار و دوستدار و حامي دانش و معرفت بود.در زمان حيات ملاصدرا, شيراز داراي حكومت مستقلي بود و حكمراني آن به برادر شاه واگذار گرديد كه ،‌ پدر ملاصدرا بعنوان معاون او و دومين شخصيت مهم آن منطقه به شمار مي رفت, و به نظر مي رسيد تنها موهبتي كه خداوند به او ارزاني نداشته است داشتن فرزند باشد. اما بالاخره خداوند درخواست ها و دعاهاي اين مرد پاك و زاهد را بي جواب نگذاشت و بهترين پسران را به او ارزاني كرد كه او را محمد ملقب به صدرالدين نام نهاد به آن اميد كه عالي ترين شخصيت مذهبي گردد. در دوران جواني, صدرالمتالهين جوان با شيخ بهايي آشنا گرديد كه سنگ بناي شخصيت علمي و اخلاقي ملاصدرا توسط اين دانشمند جهانديده كم نظير بنا نهاده شد. و تكميل اين بناي معنوي را استاد ديگرش دانشمند سترگ و استاد علوم ديني و الهي و معارف حقيقي و اصول يقيني سيدامير محمد باقر بن شمس الدين مشهور به ميرداماد عهده دار گشت.

صدرالمتالهين حكيم خانه به دوشي بود كه به جرم آزادگي روح و فكر مجبور شد تا از پايتخت و پايتخت نشينان روي گرداند. وي در مقدمه كتاب اسفار دلايل بيزاري خود را از جاهلان فرزانه نماي زمان خود و عزلت و تصوف خويش را در كهك (روستايي دورافتاده در سي كيلومتري شهر مقدس قم) بيان داشته است.پس از بازگشت به شيراز شهرت صدراي شيرازي عالمگير شده بود و طالبان حكمت از نواحي و اطراف براي درك فيض به حضورش مي شتافتند. او خود در مقدمه اسفار مي گويد: ..... بتدريج آنچه در خود اندوخته بودم همچون آبشاري خروشان فرود آمد و چون دريايي پر موج در منظر جويندگان و پويندگان قرار گرفت.

 شرايط اجتماعي: 

در زمان حيات ملاصدرا يعني در اواخر قرن دهم و شروع قرن يازدهم هجري كلام و فلسفه از علوم رايج و محبوب آن زمان به شمار مي رفتند. دليل عمده گسترش اين علم نسبت به ساير علوم آن زمان مانند فقه، ‌ادبيات عرب، ‌رياضي، ‌نجوم و طب و ديگر علوم و همچنين هنرهاي رايج آن زمان مانند خط، معماري و كتيبه را مي توان در شرايط اجتماعي آن دوران كه خود زاييده شرايط سياسي حاكم بر كشور بود جستجو نمود. عدم وابستگي و استقرار ومركزيت حكومت وقت امنيت و آزادي خاصي را حكمفرما ساخته بودكه شكوفا شدن استعداد ها و گسترش هنر و علم را در پي داشت. 

شخصيت فلسفي:

صدرالدين محمد در علوم متعارف زمان و بويژه در فلسفه اشراق و مكتب مشاء‌ و كلام و عرفان و تفسير قرآن مهارت يافت. او آثار فلسفي متفكراني چون سقراط و فلاسفه هم عصر او، افلاطون، ‌ارسطو و شاگردانش و همچنين دانشمنداني چون ابن سينا و خواجه نصرالدين طوسي را دقيقا بررسي نمود و موارد ضعف آنها را باز شناخت و مسايل مبهم مكاتب را بخوبي دانست. او اگر چه از مكتب اشراق بهره ها برد ولي هرگز تسليم عقايد آنان نشد و گرچه شاگرد مكتب مشا گرديد ليكن هرگز مقيد به اين روش نشد. ملا صدرا پايه گذار حكمت متعاليه مي باشد كه حاوي ژرف ترين پاسخ ها به مسائل فلسفي است. ملاصدرا علاوه بر سالك و رهرو در عرفان بعنوان موفق ترين سالكين در فلسفه مي باشد كه با طي كردن مراحل مختلف گنجينه با ارزشي را براي ساخت قلعه اي از دانش كشف نمود كه با نور جاوداني حقيقت مي درخشد.

شخصيت عرفاني:

من وقتي ديدم زمانه با من سر دشمني دارد و به پرورش اراذل و جهال مشغول است و روز به روز شعله هاي آتش جهالت و گمراهي برافروخته تر و بدحالي و نامردي فراگيرتر مي شود ناچار روي از فرزندان دنيا برتافتم و دامن از معركه بيرون كشيدم و از دنياي خمودي و جمود و ناسپاسي به گوشه اي پناه بردم و در انزواي گمنامي وشكسته حالي پنهان شدم. دل از آرزوها بريدم و همراه شكسته دلان بر اداي واجبات كمر بستم.

با گمنامي و شكسته حالي به گوشه اي خزيدم. دل از آرزوها بريدم و با خاطري شكسته به اداي واجبات كمر بستم و كوتاهيهاي گذشته را در برابر خداي بزرگ به تلافي برخاستم. نه درسي گفتم و نه كتابي تاليف نمودم. زيرا اظهار نظر و تصرف در علوم و فنون و القاي درس و رفع اشكالات و شبهات و .... نيازمند تصفيه روح و انديشه و تهذيب خيال از نابساماني و اختلال، پايداري اوضاع و احوال و آسايش خاطر از كدورت و ملال است و با اين همه رنج و ملالي كه گوش مي شنود و چشم مي بيند چگونه چنين فراغتي ممكن است... ناچار از آميزش و همراهي با مردم دل كندم و از انس با آنان مايوس گشتم تا آنجا كه دشمني روزگار و فرزندان زمانه بر من سهل شد و نسبت به انكار و اقرارشان و عزت و اهانتشان بي اعتنا شدم. آنگاه روي فطرت به سوي سبب ساز حقيقي نموده، با تمام وجودم دربارگاه قدسش به تضرع و زاري برخاستم و مدتي طولاني بر اين حال گذرانده ام. سرانجام در اثر طول مجاهدت و كثرت رياضت نورالهي در درون جانم تابيدن گرفت و دلم از شعله شهود مشتعل گشت. انوار ملكوتي بر آن افاضه شد و اسرار نهاني جبروت بر وي گشود و در پي آن به اسراري دست يافتم كه در گذشته
نمي دانستم و رمزهايي برايم كشف شد كه به آن گونه از طريق برهان نيافته بودم و هر چه از اسرارالهي و حقايق ربوبي و وديعه هاي عرشي و رمز راز صمدي را با كمك عقل و برهان مي دانستم با شهود و عيان روشنتر يافتم. در اينجا بود كه عقلم آرام گرفت و استراحت يافت و نسيم انوار حق صبح و عصر و شب و روز بر آن وزيد و آنچنان به حق نزديك شد كه همواره با او به مناجات نشست.

آثار: 

 

1- الحكمه العرشيه

2- الحكمه المتعاليه في الاسفار العظيمه الاربعه

3- المعه المشرقيه في الفنون المنطقيه

4- المبدا و المعاد

5- المشاعر

6- المظاهر الالهيه في الاسفار علوم الكامليه

7- الشواهد الربوبيه في مناهج السلوكيه

8- التصور و التصديق

9- الوريده القلبيه في معارفه الربوبيه

10-اسرار الايات و الانوار البينات

11-ديوان اشعار

12-حدوث العالم

13-اكسير العارفين في المعارفه طريق الحق و اليقين

14-اعجاز النعمين

15-كسرالاصنام الاجاهليه في ذم المتصوفين

16-مفاتيح الغيب

17-متشابهات القرآن

18-رساله سه اصل

 

وفات:

حكيم وارسته در طول عمر 71 ساله اش هفت بار با پاي پياده به حج مشرف شد و گل تن را با طواف كعبه دل صفا بخشيد و در آخر نيز سر بر اين راه نهاد و به هنگام آغاز سفر هفتم يا در بازگشت از آن سفر به سال 1050 ه .ق در شهر بصره تن رنجور را وداع نمود و در جوار حق قرار گرفت، و در همانجا به خاك سپرده شد و اگر چه امروز اثري ازقبر او نيست اما عطر دلنشين حكمت متعاليه از مركب نوشته هايش همواره مشام جان را مي نوازد.  

 

پنج شنبه 2 خرداد 1387 : فعلا خبري نيست


جمعه 3 خرداد 1387 : فتح خرمشهر در عمليات بيت المقدس(1361) و روز مقاومت،ايثار و پيروزي

عمليات بيت المقدس به روايت سردار رضا محمدسليمانى

 

آزادسازى خرمشهراثبات كننده نقش اطاعت از ولايت و تكامل انديشه دفاع ملى بود

فرمانده تيپ مستقل ۴۴ قمر بنى هاشم (ع) مى گويد: طرح ريزى و اجراى عمليات بيت المقدس در موقعيت حساس داخلى و اوضاع ملتهب خاورميانه انجام شد و نتيجه آن براى ايران، منطقه و عراق بسيار سرنوشت ساز و تعيين كننده بود.

سردار رضا محمدسليمانى در گفت وگو با (ايسنا) افزود: زمينه اجراى اين عمليات و سرعت عمل در طراحى آن متاثر از نتايج عمليات هاى ثامن الائمه(ع)، طريق القدس و فتح المبين بود.

وى ادامه داد: منطقه عمومى جنوب غربى اهواز و غرب رودخانه كارون در بين چهار مانع طبيعى قرار داشت كه به ترتيب از شمال به رودخانه كرخه كور، از جنوب به رودخانه اروند،از شرق به رودخانه كارون و از غرب به هورالهويزه و اروند منتهى مى شد. نحوه آرايش نيروهاى دشمن نيز با توجه به موقعيت زمين و منطقه به صورت مثلثى مانند بود.

سردار محمدسليمانى يادآور شد: استعداد دشمن تا پيش از آغاز عمليات بيت المقدس شامل لشكرهاى ۴ زرهى، ۳ زرهى، ۱۱ پياده، ۵ مكانيزه و تيپ ۱۰ زرهى، نيروهاى پياده با ۳۴ هزار نفرنيرو، نيروى زرهى با استعداد ۴۱ گردان تانك با يكهزار و ۴۳۵ دستگاه، نيروى مكانيزه با ۳۸ دستگاه نفربر و ۵۳۰ قبضه توپخانه بود.

وى تصريح كرد: پس از اقدامات و تلاش هايى كه كمتر از يك ماه انجام شد در ساعت ۳ بامداد روز ۱۰ ارديبهشت ماه ۱۳۶۱ عمليات بيت المقدس با رمز يا على ابن ابيطالب (ع) آغاز شد و غافلگيرى دشمن در سمت اصلى تك مشخص شد . در مجموع با توجه به غافلگير شدن دشمن از سمت اصلى تك، تعادل دشمن درهم ريخته و سرزمينى به وسعت ۸۰۰ كيلومتر مربع به تصرف رزمندگان اسلام درآمد. فرمانده تيپ مستقل ۴۴ قمر بنى هاشم (ع) در ادامه گفت: اين عمليات در چهار مرحله انجام شد كه مرحله چهارم عمليات با هدف آزادسازى خرمشهر در دوم خرداد بود و سرانجام در سوم خرداد سال ۶۱ برخلاف تصور دشمن كه در دروازه هاى شرقى و جنوبى در كمين نيروهاى ايرانى بود رزمندگان اسلام از دروازه هاى غربى و شمالى وارد خرمشهر شدند و شهر را آزاد كردند.

سردار محمدسليمانى به خسارات دشمن در اين عمليات اشاره كرد و گفت: در اين عمليات ۱۶ هزار نيروى دشمن كشته و زخمى شدند ۱۹ هزار نيروى دشمن نيز به اسارت درآمدند۵۵۰، تانك و نفربر دشمن منهدم و ۵۳ فروند هواپيماى دشمن ساقط شد، همچنين در اين عمليات ده ها قبضه توپ و ادوات دشمن نيز منهدم شد.

وى افزود: در مجموع غنائم فراوانى بدست نيروهاى توانمند سپاه اسلام افتاد كه از جمله مهمترين اين غنائم مى توان به ۱۰۵ دستگاه تانك و نفربر، ده ها انبار مهمات، حدود ۱۰۰ هزار انواع مين، صدها خودرو سبك و سنگين، تعداد زيادى لودر و بلدوزر و هزاران قبضه سلاح هاى انفرادى مى توان اشاره كرد.

فرمانده تيپ ۴۴ قمربنى هاشم (ع) افزود: نيروهاى استان چهارمحال و بختيارى همانند امت شهيدپرور ايران اسلامى در قالب هاى مختلف از جمله لشكر ۱۴ امام حسين(ع) و لشكر ۸ نجف اشرف و لشكر ۲۵ كربلا در جنگ حضور داشتند و تعدادى از سرداران اين عمليات از جمله شهيد زال يوسف پور و سيد ضياءالدين نقنه اى از فرماندهان برجسته و جزو اولين نفراتى بودند كه وارد خرمشهر شدند. رزمندگان استان نيز در عبور از رودخانه كارون ابتدا در تصرف جاده اهواز خرمشهر و سپس تصرف قسمتى از منطقه شلمچه كه مكان حساسى از عمليات بود شركت داشتند.

وى به دستاوردهاى داخلى و خارجى اين عمليات براى ايران اشاره كرد و گفت: آزادسازى خرمشهر بزرگترين پيروزى سياسى و نظامى جمهورى اسلامى در سال دوم جنگ بود از طرفى در عمليات بيت المقدس پنج هزار و ۴۰۰ كيلومترمربع از سرزمين هاى اشغالى آزاد شد. دشمن نيز براى اجتناب از تلفات بيشتر و حفظ ارتش خود و شهر بصره با ذلت عقب نشينى كرد.

در اين عمليات، دشمن در مكان و زمان غافلگير شد و با تاكتيك ويژه رزمندگان شكست خورد بلوغ و تكامل انديشه دفاعى سپاه و توانايى و قدرت نظامى در سطح ملى نمايان شد به طورى كه عمليات شگفت انگيز بيت المقدس آخرين عمليات از سلسله عمليات هاى آزادسازى مناطق اشغالى به شمار مى رود.

سردار محمدسليمانى ادامه داد: با انجام عمليات بيت المقدس بن بست نظامى حاكم در جنگ شكسته شد و تغيير موازنه سياسى، نظامى به سود ايران تمام شد، صاحبنظران نيز اين عمليات را نقطه عطف در عمليات جنگى تلقى مى كردند. از طرفى، انگيزه مذهبى و ايمان رزمندگان و اطاعت از ولى امر حضرت امام خمينى (ره) به عنوان عامل تعيين كننده در پيروزى ها مورد توجه جهانيان قرار گرفت، رژيم بعث عراق نيز در اين عمليات برخلاف مواضع روزهاى آغازين جنگ تحميلى از تخليه مناطق اشغالى و مذاكره سخن گفت و در مجموع اين پيروزى به منزله چيره شدن به بحران داخلى و تجاوزهاى خارجى ارزيابى شد. اين عمليات بزرگترين پيروزى سياسى، نظامى در سال دوم جنگ، غافلگيرى دشمن در زمان و مكان و طراحى مانور عمليات راهكار تصرف سرپل بزرگ از عوامل موفقيت بود. همچنين آخرين عمليات از سلسله عمليات هاى آزادسازى و وحدت نيروهاى سپاه، ارتش و بسيج بود. در كل آزادسازى خرمشهر از نظر استراتژى و سياسى اهميت ويژه اى داشت.

وى افزود: با توجه به اينكه موفقيت هر قرارگاه منجر به پيروزى نيروهاى ديگر مى شد اجراى عمليات با مرحله بندى طراحى شد. غافلگيرى دشمن با اجراى عمليات عبور از رودخانه و همچنين حمله به جناح دشمن از مزاياى طرح مانور و پذيرش خطر عبور از رودخانه و احتمال آمادگى دشمن از مشكلات اين طرح بود.

سردارمحمدسليمانى به مهمترين علل ادامه جنگ پس از آزادسازى خرمشهر اشاره كرد و افزود: شرايط ايران براى صلح، شناسايى و تنبيه متجاوز و پرداخت غرامت از سوى كشور عراق بود كه اين شرايط از سوى عراق و سازمان هاى بين المللى مورد قبول واقع نشد از طرف ديگر، مرزهاى ايران امنيت نداشت. طول مرز از فكه تا قصرشيرين و شهرهاى سومار، نفت شهر و مهران نيز در اشغال عراق بود. همچنين امكان آزادسازى اين نقاط از راه مذاكره غيرمعقول بود همچنين شهرهاى آزاد شده از جمله خرمشهر به علت حضور دشمن در شلمچه همچنان مورد تهديد بود و توانايى رزمى ارتش عراق اگر در طول جنگ آسيب جدى ديد ولى ترميم شده بود و با همكارى كشورهاى شرق و غرب در حال افزايش بود.

 

بزرگداشت روز ملي مقاومت، ايثار و پيروزي با 38 برنامه

بنياد حفظ آثار اعلام کرد؛

جام جم آنلاين: رونمايي از "مجموعه عکس خرمشهر"، کوهپيمايي خانوادگي در «تپه نورالشهدا، رونمايي از جلد اول دايرة المعارف دفاع مقدس، آغاز ساخت موزه دفاع مقدس استان مازندران بر اساس طراحي عمليات فاو، برگزاري دومين جشنواره استاني شعر دفاع مقدس و... از عمده ترين برنامه هاي بنياد حفظ آثار و نشر ارزشهاي دفاع مقدس در بزرگداشت سوم خرداد اعلام شد.

به گزارش مهر ، در آستانه سالروز آزادسازي خرمشهر، ويژه برنامه هاي سوم خرداد «روز ملي مقاومت، ايثار و پيروزي» از سوي رئيس بنياد حفظ آثار و نشر ارزشهاي دفاع مقدس اعلام شد.

سردارمير فيصل باقرزاده درنشست خبري پيش ازظهر امروز، ضمن برشمردن نتايج و پيامدهاي سياسي ونظامي فتح خرمشهر، آنها را به تنهايي دليل بزرگي اين حادثه ندانست و تصريح کرد: عامل اصلي در فتح و نصر عظيم با توفيق الهي بدست آمد و به تعبير ديگر آزاد سازي خرمشهر، فتح الفتوح انقلاب اسلامي بود.

وي پيام آزادي خرمشهر را پيام آزادسازي انرژي جهان اسلام عنوان کرد و افزود: در پرتو آزاد سازي اين انرژي همه مشکلات جهان اسلام از جمله فلسطين حل خواهد شد.

رئيس بنياد حفظ آثار و نشر ارزشهاي دفاع مقدس از برگزاري بيش از صد عنوان برنامه ويژه سوم خرداد، با مشارکت برخي از نهادهاي کشوري و لشکري در برگزاري هر چه باشکوه تر اين مراسم خبر داد.

ميثاق جوانان نيروهاي مسلح با امام راحل

وي برنامه هاي بنياد حفظ آثار را در7 حوزه و 38 برنامه عنوان کرد ومراسم کوهپيمايي خانوادگي در «تپه نورالشهدا» در منطقه کلکچال تهران از ساعت 9تا 11 صبح روز جمعه سوم خرداد، ميثاق جوانان نيروهاي مسلح (از دانشکده هاي افسري سپاه، ارتش و ناجا) با بنيانگذار جمهوري اسلامي ايران درحرم مطهر امام(ره) در روز شنبه 4 خرداد، انتشار ويژه نامه «فاتحان خرمشهر»، انتشار و توزيع سري دوم از اسناد جنگ تحميلي با عنوان«لايه هاي پنهان جنگ» به زبانهاي فارسي، انگليسي و عربي، توليد لوح فشرده چند رسانه اي حاوي اطلاعات مهم مربوط به آزاد سازي خرمشهر و ... را از عمده ترين برنامه هاي اين نهاد در حوزه تبليغات و روابط عمومي برشمرد.

سردار باقرزاده رونمايي از «مجموعه عکس خرمشهر» را از عمده ترين فعاليت معاونت هنري بنياد حفظ آثار عنوان کرد و افزود: مراسم رونمايي از اين مجموعه عکس در روز 5 خرداد از ساعت 15 تا 17 با همکاري انجمن عکاسان دفاع مقدس در تالار اسوه برگزار مي شود.

به گفته سردار باقرزاده، برگزاري 250 اجرا از 15 نمايشنامه دفاع مقدس در 10 استان، پخش مجموعه اي از تيزر و نماهنگ از رسانه ملي، توزيع لوح فشرده از سرودهاي کودکانه ويژه مباحث دفاع مقدس در مهدهاي کودک سراسر کشور، انتشار دومين شماره نشريه تخصصي فرهنگ و هنر دفاع مقدس با عنوان«پلاک هشت» ويژه سوم خرداد، انتشار دو مجموعه نقاشي هاي کودکانه و کاريکاتور صدام، انتشار اولين جلد از سري کتابهاي «قابهاي ماندگار» با موضوع دفاع مقدس با شروع انتشار عکس هاي احسان رجبي و... از جمله برنامه هاي معاونت هنري بنياد حفظ آثار است.

افتتاح غرفه تخصصي کتاب دفاع مقدس در کتابخانه ملي/ فراخوان جذب اساتيد جهت تدريس 2 واحد درس دفاع مقدس

رئيس بنياد حفظ آثار ونشر ارزشهاي دفاع مقدس همچنين، ازانتشار و رونمايي از جلد اول، دوم و هشتم مجموعه کتب اسناد جنگ ايران و عراق ازنگاه مطبوعات جهان خبر داد و افزود: اين مراسم در ساعت 10 صبح روز اول خرداد در محل پژوهشکده علوم و معارف دفاع مقدس برگزار مي شود.

وي انتشار کتابخانه الکترونيکي تخصصي عمليات هاي دفاع مقدس، تجهيز 33 کتابخانه دفاع مقدس در مراکز استان ها با مجموع 16 هزار و 500 جلد کتاب، افتتاح سايت پژوهشکده علوم و معارف دفاع مقدس و انتشار 50 سند مرتبط با آزاد سازي خرمشهر از طريق اين سايت به آدرس www.DSRC.ir، رونمايي از جلد اول دايرة المعارف دفاع مقدس در چاپ محدود، انتشار کتاب «روايت شکست» بر اساس مصاحبه تعدادي از فرماندهان عراقي، افتتاح غرفه تخصصي کتاب دفاع مقدس در کتابخانه ملي با بيش از هزار جلد در 300 عنوان، طرح فراخوان جذب اساتيد جهت تدريس 2 واحد درس آشنايي با دفاع مقدس در دانشگاه ها را از عمده ترين برنامه هاي پژوهشکده علوم و معارف دفاع مقدس عنوان کرد.

سردار باقرزاده، چاپ 10 عنوان کتاب با عنوان«فاتحان خرمشهر» حاوي زندگي فرماندهان عمليات بيت المقدس و آغاز دومين دوره از جشنواره استاني شعر دفاع مقدس در استان ها را از جمله برنامه هاي بنياد در بخش معاونت ادبيات برشمرد.

کلنگ زني و آغاز عمليات اجرايي ساخت موزه دفاع مقدس استان مازندران در دو سوي رودخانه «تجن» شهرستان ساري بر اساس طراحي عمليات فاو در روز 9 خرداد، افتتاح 14 کانون فرهنگي دفاع مقدس در برخي از دانشگاه هاي کشور در جوار حرم شهداي گمنام و افتتاح سايت رسمي شهداي گمنام با عنوان «مردان خمول» به همت گروه مشاوران جوان بنياد حفظ آثار و برپايي نمايشگاهي از عکس و اسناد آزاد سازي خرمشهر در کشورهاي اروپايي از ديگر برنامه هاي بنياد حفظ آثار و نشر ارزشهاي دفاع مقدس به مناسبت ايام گراميداشت سالروز آزاد سازي خرمشهر اعلام شد.

 

شنبه 4 خرداد 1387 : فعلا خبري نيست


تازه هاي فن آوري

 

HTC Touch Diamond رقيبی ديگر برای iPhone

گوشی موبایل اچ تی سی تاچ دیاموند رقیبی سرسخت برای گوشی های آی فون به شمار می آید که به تازگی وارد بازار شده است.

!!! به عکسها توجه کنید !!!





به زودی اطلاعات بیشتری از این گوشی بسیار زیبا و کارآمد برای دوستان وکاربران گرامی در سایت ايكس شاپ قرار خواهد گرفت.

 

 

30 نما

گفت‌وگو با بهرام توكلي كارگردان فيلم «پابرهنه در بهشت»:



اگر قرار باشد حتماً فيلمي بسازم که در آن ملزم به جذب تماشاگر شوم، ترجيح مي‌دهم اصلاً فيلم نسازم

مهر فيلم ايران- زماني که «پابرهنه در بهشت» به کارگرداني بهرام توکلي در بيست و پنجمين جشنواره فيلم فجر روي پرده رفت و اتفاقاً جوايز متعددي هم در جشنواره و جشن خانه سينما به دست آورد، بسياري از ظهور يک استعداد جديد در سينما خبر دادند. اما «پابرهنه در بهشت» مثل تمام فيلم هاي متفاوت اين سال ها که اغلب آنها نيز توسط فيلمسازان جوان ساخته شده بودند، براي رسيدن به اکران عمومي مسير پرفراز و نشيبي را طي کرد؛ مسيري که در نهايت نيز به ويترين مناسبي براي ديده شدن امتياز هاي فيلم ختم نشد. بهرام توکلي که پس از ساخت 11 فيلم کوتاه سراغ سينماي حرفه يي آمده هم چندان از وضعيت اکران فيلم خود راضي نيست هرچند اين شرايط را حاصل قوانين حاکم بر اکران فيلم ها در سينماي ايران مي داند.

سميه عليپور

-در حال حاضر «پابرهنه در بهشت» تعداد کمي سالن سينما در اختيار دارد. وضعيت اکران فيلم را چطور ارزيابي مي کنيد؟

در آغاز اکران، دو سالن سينما در اختيار فيلم بود که به فاصله يک هفته از آغاز نمايش تعداد سالن ها به پنج سالن رسيد اما متاسفانه رفته رفته، فيلم سالن هاي نمايش را از دست داد و در حال حاضر به يک سالن رسيده است. به طور کلي شرايطي که براي نمايش فيلم به لحاظ تبليغات و سالن هاي سينما به وجود آمد چندان رضايت بخش نيست. امکان چنداني براي تبليغات به وجود نيامد و فيلم از تيزر و بيلبورد بي نصيب بود. از همين رو چندان شرايط نمايش «پابرهنه در بهشت» را قابل قبول نمي دانم.

-چرا برنامه ريزي تبليغاتي از سوي تهيه کننده و پخش کننده براي اکران فيلم صورت نگرفت؟

قرار ما براي اکران فيلم شرايطي بسيار بهتر بود. فيلم مي توانست در شرايط مناسب تري اکران شود و تبليغات تلويزيوني و بيلبورد داشته باشد، اما نمي دانم در مرحله اجراي برنامه ها چه تغييري پيش آمد که «پابرهنه در بهشت» از تبليغات و سالن سينماي خوب محروم شد.

-پس از شرايط به وجود آمده ناراضي هستيد.

به هر حال اين شکل اکران مخاطب را تحت تاثير خود قرار مي دهد. با تبليغات مناسب تماشاگر مي توانست از آنچه قرار است در سالن سينما ببيند بيشتر اطلاع پيدا کند و به اين شکل با شناخت بيشتر استقبال گسترده تري نيز از فيلم به عمل آيد. بايد اين مساله را پذيرفت که «پابرهنه در بهشت» از کمترين امکانات تبليغاتي نيز بي بهره بود و اين شرايط نمي تواند براي من به عنوان کارگردان فيلم رضايت بخش باشد.

-فضاي کلي فيلم شما چنين تصوري را ايجاد مي کند که در زمان توليد توجه چنداني به مخاطب نداشته ايد. از زمان نوشتن فيلمنامه به مخاطب فکر مي کرديد؟

با ساخت «پابرهنه در بهشت» قصد تجارت نداشتم و نمي خواستم انقلابي در گيشه سينما به وجود بياورم. زمان نوشتن فيلمنامه هم چنين تصويري در ذهنم بود زيرا مايل نيستم به خاطر جذب مخاطب هر کاري انجام دهم و به هر شکلي از فيلمسازي و سينما روي بياورم. اگر قرار باشد حتماً فيلمي بسازم که در آن ملزم به جذب تماشاگر شوم، ترجيح مي دهم اصلاً فيلم نسازم. در حال حاضر استراتژي اکران فيلم ها توسط سينماداران تعيين مي شود و آنها نيز به نوع خاصي از فيلم ها گرايش دارند و اغلب ارتباطات اين مساله را پيش مي برد. من ارتباطات خاصي در اين زمينه ندارم بنابراين معتقدم من و فيلمسازاني مانند من بايد با اين شرايط کنار بيايند، زيرا به نظر مي رسد راه حل ديگري موجود نيست؛ هرچند کاملاً معتقدم اکران فيلم به گونه يي که در مورد «پابرهنه در بهشت» اتفاق افتاده، فقط از شر فيلم خلاص شدن است. به نظر من تا زماني که توان اکران فيلم هاي فرهنگي وجود ندارد، نمي توان انتظار داشت تهيه کنندگان نيز تمايلي به تهيه چنين فيلم هايي داشته باشند. به وضوح قابل درک است که در اين شرايط نمايش فيلم هاي فرهنگي و توليد آنها نيز دچار اخلال شود و به طور کلي حيات اين سينما و آثار دچار مخاطره شود.

-با اين همه اگر فيلم اصلاً اکران نمي شد، همين تعداد تماشاگر هم فيلم را نمي ديدند.

فيلم بايد در زمان و شرايط درست اکران شود. اين شکل اکران استعداد و قابليت هاي فيلم را در جذب مخاطب از بين مي برد. بارها تصميماتي براي ساماندهي سينماي فرهنگي اتخاذ شده است اما همچنان در مرحله پخش و اکران مشکلات باقي است. بنابراين هرچند اکران «پابرهنه در بهشت» به همين شکل هم منجر به ديده شدن فيلم از سوي تعدادي از تماشاگران شده است اما به هيچ عنوان رضايت بخش نيست.

-اين تجربه باعث مي شود در فيلم بعدي با تهيه کننده و پخش کننده يي حرفه يي تر همکاري کنيد؟

«پا برهنه در بهشت» تهيه کننده و پخش کننده حرفه يي دارد. همين پخش کننده يک فيلم ديگر هم روي پرده دارد که در بهترين فصل و سالن ها به نمايش درآمده است. پخش کننده ترجيح داد فيلم من را اينچنين اکران کند و من هم دليلش را نمي دانم.

-شايد به خاطر موضوع فيلم اين تصميم گرفته شده است.

نه، بعضي مسائل را نمي توان توضيح داد. من ارتباطات خاصي در سينما ندارم و با مسوول و مقامي آشنا نيستم. خيلي از بچه هاي جوان سينما همين وضع را دارند و فيلم هايشان از همين رو اکران نشده است. متاسفانه به دليل نداشتن ارتباطات ما بايد از کف امکانات استفاده کنيم.

-اين مسائل که باعث نشده انگيزه تان را براي فيلمسازي از دست بدهيد؟

انگيزه فيلمسازي قرار نيست با اين مسائل کمرنگ شود. من سعي خواهم کرد فيلم بعدي ام را هم در چارچوب سلايق و ديدگاه هاي خودم بسازم.

-يعني فيلم بعدي در ادامه «پابرهنه در بهشت» خواهد بود؟

فيلمنامه يي با نام اسب هاي چوبي را بازنويسي مي کنم که موضوع اجتماعي دارد.

-قصه «پابرهنه در بهشت» را چه زماني نوشتيد و اين فيلمنامه چند بار بازنويسي شد؟

قصه را يک سال قبل از شروع ساخت فيلم نوشتم. پنج ورسيون نوشتم و دو بار نسخه نهايي را بازنويسي کردم.

-در زمان بازنويسي فيلمنامه مشاوري داشتيد؟

نه، خودم به تنهايي فيلمنامه را مي نوشتم. اما پس از پايان نگارش فيلمنامه با عوامل فيلم، فيلمبردار، تدوينگر و بازيگران تعامل داشتم و از نظر همه آنها استفاده مي کردم.

-بخشي از روايت داستان فيلم به فرم نريشن است، از ابتدا به اين مساله فکر کرده بوديد يا در جريان فيلمبرداري به اين نتيجه رسيديد؟

بله، در فيلمنامه هم از نريشن استفاده کرده بودم، اما زمان فيلمبرداري نريشن ها را ضبط نکرديم و چند ماه بعد در استوديو اين اتفاق افتاد. بايد زمانبندي پلان ها دستم مي آمد و تغييراتي که لازم بود را در نريشن به وجود مي آوردم و تمامي اينها نيازمند صرف زمان بود. در بعضي سکانس ها جمله ها تغيير کرده بود و طبيعي بود که به تناسب آن نريشن ها هم تغيير کند.

-پس زمان فيلمبرداري کاملاً به فيلمنامه وفادار نبوديد؟

در سينما معمولاً امکانات و شرايط به گونه يي نيست که بتوانيم آنچه را در ذهن داريم به طور کامل پياده کنيم. گاهي شرايطي از بيرون تحميل مي شود و همه اينها ممکن است باعث ايجاد تغييراتي در فيلمنامه شود. البته کليت کار مشخص بود و تغييرها اساس آن را به هم نمي ريخت.

-جنس تصوير در اين فيلم دوگانه است. در نيمه اول فيلم رنگ آميزي و نوع تصويرها با نيمه دوم فيلم متفاوت است. علت ايجاد اين تفاوت ها چيست؟

از ابتداي نگارش فيلمنامه به اين مساله توجه داشتم که بخش اوليه فيلم که شبيه رويا و کابوس است و ورود يحيي به آسايشگاه را تصوير مي کند، فضا کاملاً متفاوت از ساير بخش هاي فيلم باشد. در سکانس هاي بعد فضا رئال مي شود و روي اين موضوع تمرکز مي کنيم که اين آدم ها که ممکن است در ذهن يحيي باشند، امکان دارد در واقعيت نيز وجود داشته باشند. بنابراين در ترکيبي از فيلمبرداري، طراحي صحنه و لباس، نورپردازي و تدوين به اين ساختار رسيديم.

-چطور به اين فضاي سرد و خشن براي قرنطينه رسيديد؛ فضايي که به موقعيتي کابوس گونه براي يحيي عينيت مي بخشد؟

واقعيت اين است که قرنطينه يي واقعي چيزي شبيه آنچه در فيلم مي بينيد نيست. اگر فيلم کاملاً رئال و مستند بود چنين فضايي را طراحي نمي کرديم. مي خواستم از امکاني که فيلمنامه به ما داد به بهترين شکل استفاده کنم و محيطي را به وجود آورم که با قصه همخواني بيشتري داشته باشد.

-لوکيشن با فضاي فيلم بسيار همخوان بود. به نظر مي رسد دقيقاً آنچه را که در ذهن داشتيد به راحتي توسط اين لوکيشن براي تماشاگر نيز به وجود آورده ايد.

در واقع مي توان گفت لوکيشن را نيافتيم بلکه آن را بازسازي کرديم. با توجه به فيلمنامه و چيزي که مي خواستم و مناسب کار ما بود تغييراتي در اين خانه قديمي داديم. ديوارها را رنگ کرديم، وسايلي اضافه کرديم و اتاق ها را طوري طراحي کرديم که مناسب قصه و فضاي قرنطينه باشد.

-آسايشگاه بسيار خلوت بود. فضاي خالي کاملاً مشاهده مي شد. کمبود هنرور موجب اين خلوتي بود يا خودتان به دنبال چنين فضايي بوديد؟

در فيلمنامه هم فضايي که يحيي وارد آن مي شود، خلوت بود. ما با يک بيمارستان يا آسايشگاه معمولي روبه رو نيستيم. اينجا قرنطينه است. در دنياي واقعي هم گاهي تعداد بيماران اين قرنطينه ها بيشتر از 10 نفر نيست. ضمن اينکه خلوت بودن فضا در خدمت فيلم بود و کارکرد دراماتيک داشت.

-هنگام نوشتن فيلمنامه به اين بازيگران فکر مي کرديد؟

فقط راجع به آقاي تارخ به اين نتيجه رسيده بودم که بهترين انتخاب است. خوشبختانه شرايط کاري او با ما هماهنگ بود. در مورد باقي بازيگران وقتي فيلمنامه تمام شد تصميم گرفتم. اغلب دوستاني که انتخاب شدند اولين گزينه بودند.

-بازيگران مي گويند دست آنان هنگام بازي باز بوده. شکل کارتان با آنان چطور بود؟

همان طور که گفتم نظر و پيشنهاد همه گروه را مي شنيدم و اگر مناسب بود، مي پذيرفتم. سينما يک کار گروهي است و عوامل يک پروژه وقتي احساس مي کنند مي توانند با هم و در کنار هم کار را به فرجام برسانند همدلي بيشتري خواهند داشت.

-بازيگران را از ميان اهالي تئاتر انتخاب کرديد و خودتان هم تئاتر خوانده ايد. علت انتخاب اين بازيگران چه بود؟

براي انتخاب بازيگر راه هاي مختلفي وجود دارد. بعضي از کارگردان ها به مخاطب و گيشه فکر مي کنند و براي همين کلکسيوني از بازيگران محبوب و معروف را مي توان در فيلم هايشان ديد. گروه دوم تعدادي نابازيگر در کنار بازيگران حرفه يي قرار مي دهند. استفاده درست از نابازيگر و هدايت او کار سختي است که من تجربه آن را ندارم. براي همين در اين فيلم از بازيگراني استفاده کردم که قابليت ها و توانايي هايشان را مي شناختم و مطمئن بودم به بهترين شکل از پس ايفاي نقش شان برمي آيند. پرورش خاصي که بازيگران تئاتري دارند کمک مي کرد تعامل بين من و آنها بهتر اتفاق بيفتد.

-پس از بازي ها راضي هستيد؟

بله، آنچه روي پرده آمده به ميزان زيادي به مسائلي که در نظر داشتم نزديک است. اگر ضعفي وجود دارد به کم تجربگي من بازمي گردد.

-پس از ساخت 11 فيلم کوتاه وارد فضاي سينماي حرفه يي شديد. مواجهه با اين سينما و مناسباتش چطور بود؟

من با فيلمسازي بيگانه نبودم. تعدادي فيلم کوتاه ساخته بودم و تجربه هاي خوبي داشتم. اما ساخت اولين فيلم هر لحظه اش پر از تجربه بود. ولي شرايط سينماي ما طوري نيست که بتوان گفت بعد از تجربه کردن شما در پله بعدي قرار مي گيري. گاهي آدم ها بعد از چند تجربه به پله هاي پايين سقوط مي کنند چون شرايط رشد و کامل شدن درست و منطقي نيست.

-پس از ساخت اولين فيلم انتظارها از شما به عنوان يک فيلمساز جوان و بااستعداد بالا رفته است. نگران فيلم دوم نيستيد؟

نه، به اين مسائل فکر نمي کنم و نگران نيستم. بيشتر به اين فکر مي کنم که فيلم مورد علاقه ام را در چارچوب سينمايي که آن را باارزش مي دانم، بسازم.

 

منبع خبر : اعتماد

 

بنی‌اعتماد به کن می‌رود


مهر فيلم ايران - رخشان بني‌اعتماد براي شركت در ميزگرد «بنياد جنوب» تحت‌عنوان «زنان سينماگر و تعهد» سه‌شنبه ــ 31 ارديبهشت ماه ـ عازم جشنواره‌ي كن مي‌شود.

اين ميزگرد يك روزه كه شش تن از زنان سينماگر از سراسر دنيا در آن حضور دارند، با عنوان «زنان سينماگر و تعهد» برپا مي‌شود و بني‌اعتماد به‌عنوان تنها كارگردان زن ايراني در آن سخنراني دارد.

اسامي ديگر فيلم‌سازان زني كه در اين ميزگرد حضور دارند اعلام نشده است؛ اما گفته مي‌شود فيلم‌سازاني از كشورهاي سودان، مالزي و آفريقاي جنوبي و... خواهند بود.

«صندوق جنوب» كه يك بخشي از وزارت امور خارجه فرانسه است، كارش كمك مالي به سينماي كشورهاي جنوب

(آسيايي) است و تاكنون سينماگران ايراني از كمك‌هاي آن بهره بردند.

رخشان بني‌اعتماد از 20 تا 23 مه ـ 31 ارديبهشت ماه تا 3 خرداد ماه ـ به دعوت وزارت امور خارجه فرانسه و بخش فرهنگي سفارت فرانسه در ايران براي حضور در جشنواره‌ي كن دعوت شده است.

 اوايل سال جاري نيز «رخشان بني‌اعتماد» براي برگزاري كلاسهاي فيلم‌سازي پيشرفته، مرور آثارش و دريافت مدرك افتخاري عازم لندن شد.

كارگردان «روسري آبي»، «زرد قناري» و «خون‌بازي» در اين برنامه كه در دانشكده مطالعات آفريقا و آسياي لندن برپا مي‌شد سخنراني كرد و به خاطر مشاركت در سينماي جهان و پرداختن به جامعه و فرهنگ ايران مدرك افتخاري دريافت كرد.

 

منبع خبر : ایسنا


تثاتر

 
نمایش عروسکی "داستان لطیف" برای جشنواره تئاتر عروسکی تمرین می‌شود


پریناز آل آقا نمایش عروسکی "داستان لطیف" نوشته ایرج طهماسب را برای اجرا در بخش صحنه‌ای جشنواره تئاتر عروسکی تمرین می‌کند.
آل آقا با اعلام این خبر به سایت ایران تئاتر گفت: این نمایش داستان مردی به نام لطیف است که بر اثر فقر و فشارهای همسرش برای ماهیگیری به کنار دریا می‌رود و با یک ماهی هم صحبت می‌شود و...
در این نمایش عروسکی، علیرضا دهقانی، رها نورمحمدی، مریم تهرانی، رضا تقی‌پور، شهرزاد اجتهادی و سارا اقبال به عنوان عروسک گردان حضور دارند.
آل آقا در ادامه با اشاره به نمایشنامه‌خوانی "تور عروس" اظهار کرد: نمایشنامه "تور عروس" نوشته امیر امجد است که برای جشنواره نمایشنامه‌خوانی فرهنگسرای نیاوران که احتمالاً خردادماه برگزار می‌شود در نظر گرفته‌ام و در خانه تئاتر در حال تمرین آن هستم.
در این نمایش بهناز سلیمانی، مریم تهرانی، سارا پورصبری و احمد یارعلی به عنوان نقش‌خوان حضور دارند.

در پایان جشن های استانی اردیبهشت تئاتر ایران
آخرین مشعل تئاتر در یزد روشن می‌شود

در آخرین مراسم استانی جشن‌های اردیبهشت تئاتر ایران، مشعل نمادین تئاتر در یزد روشن می‌شود.
به گزارش دريافتي سايت ايران‌تئاتر از روابط‌عمومی مرکز هنرهای نمایشی، جشن‌های استانی تئاتر که با عنوان "اردیبهشت تئاتر ایران" از اول اردیبهشت در استان آذربایجان شرقی آغاز شده بود روز دوشنبه 30 اردیبهشت با روشن شدن مشعل تئاتر در یزد پایان می‌گیرد.
در مراسم جشن تئاتر استان یزد از هشت فعال تئاتری این استان تقدیر می‌شود. "محمدرضا شجریان"، "علی‌اکبر پیغمبری"، "کاظم عباس‌زاده بافقی"، "محمدرضا اکبری"، "‌احمد ندافی"، "محسن جاور"، "ابوالفصل سلیمی" و "علی قدیری" هنرمندانی هستند که تندیس اردیبهشت تئاتر را دریافت می‌کنند.
"حسین راضی" و "جلیل رفیعی" به نمایندگی از مرکز هنرهای نمایشی در این جشن حضور دارند.

ورزشي


از اینکه هفته نامه فرهنگی ، هنری ، ورزشی سگال را انتخاب کردید خوشحالیم .با انتقادات و پیشنهادات خود ما را یاری نمایید.

باسپاس

هفته نامه فرهنگی ، هنری ، ورزشی سگال

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم اردیبهشت 1387ساعت 16:12  توسط گروه جوان  | 

هفته : فرهنگي هنري سگال(شماره هفتم) منتشر شد



و خدايي كه در اين نزديكي ست
بادرود

سرمقاله

 

 

از اين پس قصد داريم كه سياسي بشويم و سياسي بنويسيم؛اما هر چه فكر ميكنم سياست ،سياست؛آري سياست سيا است. پس ما نميتوانيم سياسي باشيم !چرا كه بنا بر اين تعريف لغوي هنر ((ه ن ر=هدايت نوراني رويدادها))آنگاه هنرمند نيستيم و در سياهي سياست فرو رفته ايم.

 

هم من و هم شما خوب ميدانيم كه اين سياهي با سياهي لشكر در سينما فرق دارد!يك هنر مند رسالتي بر دوش دارد كه بايد انرا به سرانجام برساند و امروزه كار رسانه هاي جمعي همان كار حضرت زينب(س) مي باشد؛ كار زينبي ،كار فرهنگي.

 

مگر ميشود كار فرهنگي كرد و ربطي به سياست نداشت!؟ همين نوع پوشش و مدلهاي موي انچناني سيخ كه گويا برق سه فاز گرفتدشان! و بگذريم از خط ريشهايي كه بيشتر شبيه خالكوبي ست تا ريش! و وقتي بگوييم پسر چرا زير ابرو ميگيري؟ ميگويد: از دست شماها نميتوانيم نفس بكشيم؟ از جان ملت چه ميخواهيد؟

 

همه ي ما خوب ميدانيم كه اين شخص با من و تو نيست روي صحبتش با سياستمداران است. اگر بخواهيم همين جريان را مورد تحيل و بررسي قرار دهيم به كوچه پس كوچه هاي باريكي ميرسيم كه ديگر راه فراري نداريم.

 

اما قدر مسلم اين است كه آن جوان چه دختر و چه پسر با تقليد كور كورانه از شرق و غرب به اين سمت كشيده شده است. اگر او فرهنگ غني ايراني را ميشناخت باز اينگونه رفتار ميكرد؟ حتما مي گوييد مي شناسد اما همان كوچه ي باريك مانع بروز است.

 

با نگاه اجمالي ميفهميم كه يكي از اين منابع آشنايي جوانان با فرهنگهاي شرق و غرب ماهواره و اينترنت است.كه اين دو به خودي خودي خطرناك نيست بلكه مفيد به فايده است. همانگونه كه دشمنان ما فرهنگ و هنر و اقتصاد خويش را توسعه مي دهند ما هم بايد همين روش را پيش بگيريم، منتهي به شرط و شروطها. ما كه اين جنگ فرهنگي را در حال باختنيم،باور نداريد؟ كمي به كوچه و بازاربرويد يا نزديكتر كنار پنجره اتاقتان بشينيد حتما مي بينيد لازم به گفتار نيست(چيزي كه عيان است چه حاجت به بيان است؟) اين همه معتاد از كجا امده اند؟ اين همه فحشا از كجا امده است؟ اين همه فقر اين همه .... اين همه ....

 

كسي نيست جواب بدهد ! كسي مسئول نيست! همه بفكر سياست خارجي هستند اما غافل از اينكه از داخل در حال انفجاريم، بايد چاره اي انديشيد.

 

پس دستت را به من بده تا من و تو ماشويم، من اگر برخيزم توا گر بر خيزي همه بر ميخيزند. بيا نا منو تو ما شويم از هنر و فرهنگ ميهن خود دفاع كنيم چون كار از توسعه ي ان گذشته!!!

 

گفتم سياست خارجي!مگر غير از اين است كه ايران و ايراني را متوحش وتروريست ميدانند!؟ و اين نيز بخاطر فرهنگ غلطي ست كه از ما انتشار يافته!!! واقعا انتشار يافته؟ من كه مي گويم نه ،اگر انتشار مي يافت،اگر به اين نسل سوخته ميرسيد،اين دردها را جوانان ما نداشتند.

 

گفتم نسل سوخته!چون در زمان كودكي كه مي بايست با بچه هاي محله (( سنگ،كاغذ، قيچي _ بالا بلندي _ گرگم به هوا_ قايم باشك _ خاله خاله بازي _گردو بازي (كه بازي بولينگ برگرفته از همين بازيست) و...)) بازي ميكرد از ترس بمب و گلوله بيرون نمي آمدند ؛ چون هميشه آژير قرمز مي زدند. بزرگترها هم ميگفتند : (بيرون نري يك سر دوگوش هست،مي بردت.) كمي بزرگتر شدند و پر از انرژي جايي براي تخليه ي اين نيرو نبود، يا در خود مي ريختند يا بر سر خانواده!!!(كجا اين همه باشگاه ورزشي بود؟) باز بزرگتر شدند راهي براي رفتن به دانشگاه نداشتند( خيليها)چون هم دانشگاه كم بود و هم ظرفيت پذيرش و از همه مهمتر سهميه هايي بود كه بعضي ها داشتند. حالا ديگر وقت عاشق شدن بود كه وي عاشق نشد، چون عاشقي را فرا نگرفته بود چون خاله خاله بازي نكرده بود تا ياد بگيرد براي خوشحال كردن خانواده بايد تلاش كرد.

 

من عقيده دارم كه همه ي ما سياسي هستيم و اگر نباشيم بايد ما را ببرند آنجا يي كه عرب ني انداخت. مگر غير از اين است كه دين از سياست جدا نيست!؟ مگر نه اينكه ديانت ما عين سياست ماست!؟ بنا براين ما اگر سياسي نباشيم يعني دين نداريم و دين ما نيز اسلام است و پس ما مسلمان نيستيم.

 

آري دوستان و خوانندگان ارجمند ما از اين پس سياسي مي نويسيم و سياسي هستيم.

 

سردبير


 

365 روز

 

 

روز (7)

 

هر چه بيشتر تصميم بگيريد، قدرت تصميم گيري شما بيشتر مي شود.همچنان كه عضلات بدن در اثر ورزش نيرومند تر مي شوند، قدرت تصميم گيري نيز با تمرين افزايش مي يابد.

 

همين امروز، در مورد دوكار كه به تاخير انداخته ايد تصميم بگيريد: يك تصميم كه گرفتن آن آسان و يك تصميم كه كمي دشوار تر باشد. بلافاصله در جهت عملي كردن هر يك از آنها قدمي برداريد و اين كا را با قدم ديگري كه فردا بر ميداريد ادامه دهيد. با اين عمل، عضلات تصميمگيري شما نيرومند مي شوند و مي توانيد بزودي تغيراتي بزرگ، در تمامي جهات زندگي خود به وجود آوريد.

 


 

شعر امروز

 

 

نام:خدا

شاعر: محمد سلطانپور

گل اندر منزل خود شادمان است

كه با گلهاي تازه جاودان است

بماند جاودانه عين مستي

خدا را بهترانه همچنان است

گلاب عنبرينه،بين گلهاست

شهود شآن آن شيرين بيان است

كند شيرينه قنديل وصالش

دم گلهاي شاد آب و نان است

همه خوشرو و خوشگل مي نمايند

تو گويي وصل و صلح باگران است

كليد رسم درس زندگاني

ره دل پويدم دلي نهان است

نباشد كوچكي بزم هستي

بلندا خواه رمز كاردان است

محمد در گمانش سوي هستي

خدايش مهربان اين آن است


ضرب المثلهاي بومي ايراني

 

ضرب المثلهاي مازندراني:

آدم چش جلو دماغ ونه

Ademe Cheshe Jelu Demagh Vene

جلوي چشم آدم دماغ لازم دارد. كنايه از لازم و ملزوم بودن دوچيز است.


فرهنگ دفاع

 (قسمت سوم)

قسم به فجر و سپيده

اگر چه ادعاي فتح چند روزه ايران توسط سرمدمداران رژيم بعث عراق، امروز در شمار احماقانه ترين تحيليهاي سياسي_ نظامي تاريخ معاصر محسوب مي شود اما در روزهاي آغازين تهاجم به عنوان امري بديهي و با جديت از سوي رسانه هاي تبليغاتي دنيا مطرح مي شد. تحليل گران حزب بعث، بر اين باور بودند كه((هيچ كشوري در جهان قادر نيست بدون داشتن يك دولت قوي، متحدين در محافل بين المللي، اقتصادي مطلوب و منابع مالي و تداركات تسليحاتي اقدام به جنگ كند. جمهوري اسلامي ايران هيچ يك از اين امتيازات را ندارد)) اين خوش خيالي، بي ترديد با نظريه پردازان شرق و غرب استوار بود: ((جنگ حداكثر ظرف ده روز با پيروزي عراق پايان خواهد يافت))

بعد از گذشت چند ماه از آغاز تهاجم، نه تنها دولت مزدور عراق به شعارها و اداهاي خود دست نيافت بلكه يا يورش غيرتمندانه رزمندگان اسلام و آزاد سازي خرمشهر، بستان، مهران و... برخي از شهرها از جمله مهمترين بندر استراتژيك خود يعني فاو را نيز از دست داد. كم ترين دستاورد فتح فاو، قطع ارتباط آبي عراق با خليج فارس و آبهاي آزاد بود.((امروز طرح هاي عملياتي سپاه در والفجر 8 و كربرلاي 5 و ديگر عملياتهاي مهم ميدان جنگ در طول دفاع مقدس، درس هاي قابل استفاده براي همه دانشگاهاي جنگ است. كساني كه اهل دانش نظامي هستند. مي دانند يكي از دشوارترين و غير قابل دسترسي ترين تاكتيك هاي نظامي و جنگ،عبور از رودخانه است. آن هم عبور از رودخانه در والفجر8، آن هم رودخانه اروند، اعجاب انگيزاست. در هيچ دانشگاهي اين را نخوانده بودند، اما امروز كاري كه آنها كردند در دانشگاهها مي تواند تدريس شود و تدريس هم ميشود.))

وقتي گروهي از كارشناسان نظامي از كشورهاي مختلف جهان، از نقطه شكست ارتش عراق در فاو بازديد كردند از تنوع وسايل و طرحهاي عبور، شگفت زده شدن و تحرك و حمله نيروهاي ايراني را ((عمليات عبور)) نام نهادند. مطالعه و واكنش هاي برخي از صاحب نظران نظامي دنيا خواندني است.

هفته نامه اكونوميست، چاپ لندن: عبور ايرانيان از شط العرب(اروند رود) نشان مي دهد كه فرماندهان ايراني به نقشه هاي نظامي آشنا تر از ژرالهاي عراقي هستند.

ژنرال سعدالدين الشاذلي، فرمانده و استراتژيست معروف مصري و فاتح عبور از كانال سوئز و خط دفاعي بارلو اسراييل در جنگ اكتبر 1973.: اين عمليات (والفجر8) جسورانه تر از عمليات عبور از كانال سوئز در جنگ اكتبر 1873 بود.

كنت ارتيمرمن در كتاب ((سوداي مرگ)): نيروهاي رزمنده ايران (والفجر 8) كاري كردند كه تا آن زمان از نظر ناظران نظامي غير ممكن بود. اين شبيخون سريع، كار آمد و نمايان، كار رزمندگان غواصي بود كه به ياري هزاران پاسدار در قايق هاي كوچك فايبرگلاس از اروند رود گذشتند و قدم به فاو گذاشتند.

روزنامه نيوزويك: تصرف فاو توسط نيروهايي صورت گرفت كه در شرايط سختي به سر مي بردند و سربازاني كه به اين كار دست زدند اطلاعات پيچيده اي از رزم شبانه و تاكتيكهاي جنگ هاي آبي _ خاكي داشتند.

ماهر عبدالرشيد از فرماندهان ارشد عراق: ايران در عمليات جاري خود از روش هاي نظامي نويني استفاده كرده است و بر خلاف توقع، در شرايط جوي سختي كه باران هاي شديد مي باريد با استفاده از مردان قورباقه اي و پيشقراولان رزمي، حمله خود را به مواضع عراقي ها آغاز كرد...

هفته نامه اكونوميست 22/12/1364: اشغال جزيره ي فاو توسط ايرانيان نشان داده است كه چقدر نيروي رزمي ايران در چند هفته اخير پيشرفت كرده است.آنان قادر بودند برتري و تفوق عراقي ها را كه متضمن پيش بيني حركت هاي نظامي ايرانيان با توسل به اطلاعات و اخبار جاسوسي به دست آمده از عكسهاي ماهواره اي آمريكايي بود، خنثي نمايند. ايرانيان نشان داده اند كه چگونه قادرند شگفتي برانگيزند! با تشخيص اين كه عراقي ها انتظارحمله ديگري را در منطقه بصره و يا باطلاقهاي هويزه دارند، فرماندهان راه ديگري را برگزيده اند... نيروهاي ايران در كنار داشتن انطباق با شرايط محيط و نيز توانايي براي غافلگير ساختن دشمن و آگاهي لزوم پوشش و پنهان شدن از ماهواره هاي جاسوسي، قادر بوده اند خود را در مقابل آتش برتر و سنگين عراقي ها حفظ نمايند.

پي نوشت:

1- به نقل از طارق عزيز وزير امور خارجه وقت عراق، كتاب ستيز با صلح،ص53 ستاد تبليغات جنگ،شواري عالي دفاع.

2- به نقل از هنري كيسينجر از مسئولان و مشاوران برجسته سياست خارجه آمريكا، روزنامه السفير29/8/1980(7/6/1359)

3- مقام معظم رهبري 23/7/1374

4- ستار ناصر(سرگرد عراقي)،مدالهاي شكسته،انتشارات سوره.

5- اسماعيل منصوري لاريجاني،تاريخ دفاع مقدس، انتشارات خادم الرضا(ع)

6- خبرگزاري جمهوري اسلامي ايران25/11/1364

 


معرفي كتاب

 

دائرة المعارف خودشناسي

(( از طريق اسم و ماه تولدت، خودت را بيشتر بشناس))

سرشناسه: حسين پور، حميدرضا،1355

مشخصات نشر: تهران،آرون،1386.

مشخصات ظاهري:131 ص.

شابك: 987-964-8900-69-9

وضعيت فهرست نويسي:فيپا

موضوع: اختر گويي. فالگيري بروج دوازده گانه.

شماره كتابشناسي ملي: 1173537

چاپ اول: 1386

چاپخانه حيدري: 5000 نسخه

قيمت :2000 تومان

مرکز پخش: مازندران _ محمودآباد _ کانون توسعه ی فرهنگ و هنر جوان

همراه :09113206515 حسین پور

 


دست نوشته هاي پاييزي

 

این قسمت مال شما و برای شماست (نثر ، داستانهای کوتاه ،خاطرات و درد دلهای خودتان را برای ما بفرستید تا در این قسمت نمایش داده شود)

من به آمار زمين مشكوكم ،اگر اين سطح پر از آدمهاست پس چرا اين همه دلها تنهاست؟

فرستند: وارش خدارودي / ايران / مازندران / محمودآباد

 


تماشاگه راز

این قسمت مال شما و برای شماست (عکسهای هنری / تاریخی / طنز و... خود را برای ما بفرستید تا در این مکان نمایش داده شود به عکس برتر پس از بررسی نظر کاربران و تایید کارشناسان جایزه تعلق میگیرد .)

 


شوخي هفته


 

از جواني پرسيدن دانشگاه ميري؟ گفت: اگه با بخوره همه جا ميريم دانشگاه، انقلاب، ميدون آزادي...


 

ولادت حضرت زينب (س) و روز پرستار بر شما به ويژه اين قشر زحمتكش مباركباد

 

در آستانه روز پرستار، رييس ستاد كل نيروهاي مسلح اين روز را تبريك گفت و خواستار نوآوري و توفيق جامعه خدمتگزار و فداكار پرستار شد.

 

به گزارش گروه دريافت خبر خبرگزاري دانشجويان ايران(ايسنا) سردار سرلشكر بسيجي سيد حسن فيروزآبادي بيست و دوم ارديبهشت، روز پنجم جمادي الاول، سالروز ولادت با سعادت پرستار كربلا وغمخوار امامت و ولايت در عاشورا، دخت بسيجي علي و زهرا(ع) حضرت زينب كبري(س) را بر همه ِ رهپويان آن حضرت، مخصوصا پرستار فداكار و دلسوز و بالاخص عاشوراييان و شيفتگان كربلا تبريك گفت واظهار كرد: بزرگداشت و تكريم و تعظيم اين روز به خاطر تولد اسوه نيكي‌هاي، جمالات و كرامات عاليه انساني و به جهت ولادت الگوي صبر، استقامت، پرستاري ، شجاعت، تقوا، شهامت و پايداري است. نامگذاري اين روز بزرگ به نام پرستار در نظام الهي جمهوري اسلامي به منزله‌ قدر و اجر نهادن به مقام والاي پرستار و پرستاران مي‌باشد

 

عضو هيات علمي دانشگاه علوم پزشكي تهران پيرامون خدمات ارزشمند در عرصه‌هاي مختلف خطاب به پرستاران گفت: اين جانب در دوران دفاع مقدس و پس از آن شاهد تلاش و كوشش خالصانه پرستاران در رسيدگي به مجروحان و جانبازان دفاع مقدس بوده و هستم و صميمانه به جامعه پرستاري كشور درود مي‌فرستم و اين روز بزرگ را به پرستاران مخصوصا پرستاران شاغل در نيروهاي مسلح جمهوري اسلامي ايران تبريك عرض مي‌كنم و انتظار دارم در اين فرصت مبارك و در سال نوآوري و شكوفايي صفات عالي پرستار نمونه تاريخ بشريت دخت گرامي مولاي متقيان، حضرت زينب (س) در تكريم و تسكين بيماران را همراه با دانش نوين پرستاري نموده و الگوي عالي از پرستاري هنرمندانه، نوآورانه و خداپسندانه را در معرض ديد جهانيان قرار دهيد.

 

وي با نگرش به فرمايشات مقام معظم رهبري مبني بر رسيدگي وضعيت بيماران گفت: چنان عمل كنيد كه خواسته قلبي رهبر بزرگوار و فرمانده معظم كل‌قوا حضرت آيت‌الله خامنه‌اي عزيز در خدمت به مردم تحقق يابد و افتخارات جامعه پرستاري كامل‌تر شود.

 

وي در پايان از خداي مهربان سلامتي و توفيق جامعه خدمتگزار و فداكار پرستاري در سراسر ميهن عزيز ايران را خواستار شد.

 

 

به گزارش خبرنگار «بهداشت و درمان» خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، غضنفر ميرزابيگي در مراسم تقدير از کادر پرستاري دانشگاه علوم پزشکي شهيد بهشتي افزود: تعريف شرح وظايف جديد به معناي افزايش آزادي عمل و مسئوليت پذيري است.

 

وي با اشاره به بازآموزي 12 هزار پرستار طي 9 ماه گذشته ادامه داد: با مشارکت وزارت کار و بهداشت، قانون جامع مشاغل سخت و زيان آور در دست تهيه است که به نظر مي رسد براي پرستاران به ويژه بخش خصوصي کاربرد بيشتري داشته باشد

 

رييس سازمان نظام پرستاري کشور با تاکيد بر اينکه زندگي پرستار بايد با يک شيفت کاري تامين شود، گفت: ساعت خدمت در حرفه پرستاري نبايد بيش از 36 ساعت در هفته باشد. از اين رو بحث ساعت کار پرستاري در کميسيون اجتماعي دولت مطرح است.

 

ميرزابيگي ارتقا مدرک تکنسين هاي اتاق عمل و هوشبري به کارشناسي، حذف شرط مدرک براي ادامه تحصيل پرستاران، امکان ادامه تحصيل براي رده هاي مختلف به شيوه پودماني را از دستاوردهاي نظام پرستاري کشور برشمرد و افزود: پذيرش دانشجوي پزشکي از مقطع ليسانس از ديگر تغييرات حاصل شده در حوزه آموزش بوده است.

 

وي متوسط حقوق و مزاياي دريافتي پرستاران در سال 83 را 130 هزار تومان و در سال جاري را 450 هزارتومان عنوان کرد و يادآور شد: البته اين موضوع در خصوص سازمان تامين اجتماعي و نيروهاي مسلح صادق نيست.

 

رييس سازمان نظام پرستاري کشور با بيان اين که تاکيد ما بر اجراي صحيح نه اجراي سريع قانون تعرفه گذاري خدمات پرستاري است، افزود: اين قانون بايستي طي شش ماه به صورت آزمايشي اجرا شود و در صورت اجراي صحيح اين قانون پرستاري جزو مشاغل هزينه بر و بيمارستان تک خريدار خدمت پرستاري نخواهد بود.

 

ميرزابيگي ادامه داد: به گفته متخصصان اقتصاد بهداشت، چنانچه بخشي از خدمات به پرستاري واگذار شود 5/6 تا 9 ميليارد دلار در هزينه بهداشت صرفه جويي خواهد شد.

 

وي يادآور شد: نتايج تحقيقي ديگر حاکي از آن است که 20 تا 60 خدمت سنتي نظام سلامت قابل واگذاري به پرستاري است که در اين صورت پزشکان فرصت انجام کار را دارند.

 

رييس سازمان نظام پرستاري کشور گفت: بنا بر تعاريف عمومي، پرستار کسي است که بر اساس درخواست مددجو نه بيمار در سطح جامع مراکز بهداشت و درمان براي ارايه خدمت و احساس مسئوليت فعاليت مي کند.

 

30 نما

 

آموزش فيلمنامه نويسي : الفتاي فيلمنامه نويسي در مهر فيلم ايران.

 

گفت و گوی مفصل حاتمی‌کیا درباره فیلم تازه‌اش

«دعوت» یک اثر زنانه است

 

مهر فيلم ايران - دعوت تازه‌ترين ساخته سينمايي ابراهيم حاتمي‌كياست كه توليد آن با حاشيه‌هاي زيادي روبه‌رو بود. مضمون حساسيت‌برانگيز فيلم و حضور بازيگراني چون محمد رضا فروتن، مهناز افشار و شايعه حضور محمدرضا گلزار و بهرام رادان حاشيه‌هاي بسياري پيرامون اين فيلم به وجود آورد، اما حاتمي‌كيا بازهم با سكوت خود سعي كرد در فضايي به دور از تنش كارش را انجام دهد. فيلم او هم‌اكنون در مرحله فني است و حالا حاتمي‌كيا با فاصله گرفتن از هياهوي ابتداي توليد با حضور در برنامه تلويزيوني «45دقيقه» شبكه خبر درباره فيلم جديدش دعوت اظهار‌نظر كرده است. او اين فيلم را اثري زنانه توصيف كرده و درباره آن گفت: «در كارهاي سينمايي، توجه به خانواده و به ويژه حضور زن در كانون آن، بسيار بااهميت است. بنا براين تلاش كرده‌ام كه در فيلم دعوت به خانواده‌ها بپردازم در آن درباره زن‌هاي حرف بزنم كه ازدواج كرده‌اند و جامعه آنها را به جايي مي‌كشاند كه مجبور مي‌شوند به سختي تصميم بگيرند. در اين فيلم نيز برخلاف فيلم‌هاي قبلي‌ام - كه در آنها كمي نگاه و تكيه‌گاهم مردانه بود و زنان در آنها با فاصله انجام وظيفه مي‌كردند- داراي نوعي فضاي زنانه است و قصه 5 زن را به تصوير مي‌كشد كه حرف‌هايي براي گفتن دارند.»

اما نظر حاتمي‌كيا درباره دعوتش از بازيگران چهره براي فيلم جديدش براي خيلي‌ها جالب است. او از ايجاد اين حساسيت‌ها ابراز خرسندي كرد و گفت: «‌از جنجال‌ها و حساسيت‌هاي پيش‌آمده در اين زمينه خيلي خوشحال شدم چون متوجه شدم مخاطبان سايت‌هاي اينترنتي كه جوان‌ها هستند چقدر در اين زمينه دغدغه دارند. در واقع ارتباط با جوانان را براي ساخت فيلم نوعي ارزش است، چراكه جداي از سود مالي و تعيين‌كننده بودن سينمادارها در سرنوشت نمايش يك فيلم، من به ارتباط با مخاطب نياز دارم و با اين ارتباط زنده هستم.»

«ابراهيم حاتمي‌كيا» در اين برنامه از فيلم توقيف شده خود «به رنگ ارغوان» نيز حرف زد‌: «‌فيلم «به‌رنگ ارغوان» به يكي از فرزندان من مي‌ماند كه پشت شيشه‌هاي بخش نوزادان بيمارستان مانده و به پرستاري دلسوز نياز دارد كه او را در آغوش بگيرد. در واقع مشكل اين فيلم حل‌شدني است، اما در نوعي تبعيد خود خواسته به‌سر مي‌برد. به نظرم اكنون چند سالي از توليد فيلم گذشته و مشكلي براي نمايش آن وجود ندارد و من اميدوارم كه اين فيلم هم اكران شود تا ديگر هيچ فيلم توقيفي يا نمايش‌داده نشده در كارنامه من وجود نداشته باشد.»

حاتمي‌كيا فيلم سينمايي به رنگ ارغوان را در سال 1383 با بازي حميد فرخ‌نژاد، خزر معصومي، كوروش تهامي، رضا بابك و فرهاد قايميان ساخت كه اين فيلم مجوز اكران به دست نياورد.

فيلم دعوت با بازي محمد‌رضا فروتن، مهناز افشار، پژمان بازغي، كتايون رياحي، سيامك انصاري، ليلا اوتادي، فرهاد قائميان، ثريا قاسمي و... جلوي دوربين رفت. اين فيلم پس از مراحل فيلمبرداري به مديريت تورج منصوري وارد مرحله تدوين به سرپرستي مهدي حسيني‌وند شد. تدوين اين فيلم به‌تازگي به پايان رسيده و محسن روشن در حال انجام كارهاي صدا‌گذاري و ميكس فيلم است. به‌زودي محمد‌رضا عليقلي نيز ساخت موسيقي متن فيلم را شروع مي‌كند تا اين فيلم براي اكران تابستان آماده شود.

ابراهيم حاتمي‌كيا قصد دارد پس از اكران فيلم دعوت فيلم جديد خود با نام ققنوس را جلوي دوربين ببرد.

این در شرایطی است که تهیه کننده به رنگ ارغوان نیز در گفت و گویی با روزنامه دنیای اقتصاد درباره به رنگ ارغوان اظهار نظر کرده است. او دراين گفت وگو مي گويد :ما منتظر مجوز نمايش و اكران فيلم هستيم. چون كارمان را خلاف قانون انجام نداده‌ايم. ما مستوجب اين عقوبت نبوديم.

* ايراد كار را در كجا مي‌بينيد؟

خب اين وضعيت در كشور وجود دارد. حتي در همين سريال‌هايي كه نوروز از تلويزيون پخش شد هم چندين مورد شكايت از جاهاي دولتي وجود داشت. هر حوزه‌اي يك متولي دارد.

* شكايت كردن با توقيف كردن تفاوت دارد. شكايت بعد از نمايش است، اما توقيف يعني يك سرمايه هنگفتي معلق مي‌ماند.

منظورم اين است كه اين وضعيت وجود دارد. يعني اگر روي عملكرد نهاد دولتي نقد شود آن ارگان چون قدرت دارد جلوي فيلم را مي‌گيرد. اگر ارگاني قدرت نداشته باشد فقط شكايت مي‌كند

 

دو نوشته از نيما حسني‌نسب درباره مسعود كيميايي و پرويز شهبازي، به مناسبت تقدير در جشن كارگردانان سينماي ايران

سنگ محكي براي سنجشِ عيار خيلي چيزها

مهر فيلم ايران- نيما حسني‌نسب: مراسم شب كارگردانان با تقدير از برگزيدگان سه نسل فيلمسازي ايران برگزار شد. دو نوشته‌اي كه در زير مي‌آيد، دو يادداشت درباره‌ي حال و روز و وضعيت كارنامه سينمايي دوتا از اين فيلمسازان است: مسعود كيميايي و پرويز شهبازي كه نگاهي به آثار اين فيلمسازان و موقعيت‌شان در شرايط امروز سينماي ايران است؛ شرايطي كه سينماگران خوش‌قريحه و كاربلدمان را (با وجود تفاوت نسل و شيوه كار و ...) در شرايط ويژه‌اي قرار داده است؛ اين دو مطلب توصيفي بر اين شرايط است...

چاره‌ي كار بازگشت به عشق اول و آخر است

چند نكته درباره مسعود كيميايي، به بهانه بزرگداشت او در جشن كارگردانان سينماي ايران

 

فيلمساز گران‌قدر سينماي ما، در هفتمين دهه‌ي زندگي، بعد از سال‌ها فيلم‌ساختن و فيلم‌ساختن، امروز در وضعيت خوبي نيست. اين شايد براي برخي از سينماگران (و هنرمندان ديگرِ) اين سرزمين امري عادي و طبيعي جلوه كند و با آن اخت شده باشند؛ حتي به‌رغم بي‌توجهي، قدرناشناسي، نديده‌گرفته شدن و مشهور نبودن با وجود هنر و توانايي والاي‌شان در كاري كه مي‌كنند. بعضي‌ها هم كه تا به اين سن و سال اصلاً كاري در خور و شايسته‌ي قدر و قيمتي كه انتظارش را دارند، نكرده‌اند. در عوض، مسعود كيميايي از معدود آدم‌هاي نسل طلايي است كه از همان ابتدا، در بيست و چند سالگي با شاهكاري به نام قيصر، نام و يادش سر زبان‌ها و در ذهن و قلب‌ها بوده و حالا طعمِ تلخِ تنهايي و كم‌‌توجهي را بيش‌تر از هر كسي مي‌فهمد و آزرده مي‌شود.

اگر قرار به فهرست‌كردن صفت‌ها و القاب باشد، مي‌شود كيميايي را واژه‌باران كرد؛ او جزو بهترين، تاثيرگذارترين، خوش‌قريحه‌ترين، سينماشناس‌ترين و مردمي‌ترين (اين آخري ديگر استثنا و رقيب ديگي ندارد) فيلمسازان تاريخ سينماي ايران بوده كه روزگاري هر فيلمش اتفاق مهم فرهنگي، اجتماعي و گاهي سياسي زمانه‌اش مي‌شد و نزديك به چهار دهه آن بالا بالاها در صدر اخبار و حرف و حديث‌ها و جنجال‌ها و تمجيدهاي جريان‌هاي هنري و سينمايي كشورش بود و در كنار اين‌ها گردش مالي فروش تخمه آفتابگردانِ پاي فيلم‌هايش از فروش كل آثار بعضي فيلمسازان هم‌نسل و هم‌رتبه‌اش (از جنبه‌ي اعتباري) بيش‌تر بوده… حالا سال‌هاست كه آن تب و تاب از نفس افتاده و آن شور و حال جايش را به اشكال مختلفي از بي‌تفاوتي، مخالف‌خواني و لجاجت براي ناديده‌گرفتن نام و اعتبار و آن پشتوانه‌ي سنگين و سايه‌ي پُربار داده است.

موضوع چيست؟ در اين فاصله چه اتفاق‌هايي افتاده كه نام مسعود كيميايي ديگر آن جلوه و جلاي سابق را ندارد و هر بي‌نام و نشانِِ تازه رسيده‌اي مي‌تواند چشم‌اش را روي آن چهل سال ببندد و به بهانه چهارتا و نصفي فيلم نه‌چندان موفق و موثر و حتي ضعيفِ كارنامه‌ي فيلمساز، همه چيز را به‌كل منكر شود و منتفي اعلام كند؟ قضيه در عين سادگي، پيچيده است؛ كيميايي كه سال‌ها بهترين تصويرساز و خالق شخصيت‌هاي تك‌افتاده و تنها بود، حالا خودش رفته رفته دارد شبيه قهرمان‌هاي فيلم‌هايش مي‌شود؛ همان‌ها كه زماني تك‌ا‌فتادگي‌شان مظهر تعبيرهاي مختلف اجتماعي و فرهنگي و حتي سياسي دوره‌هاي مختلف بود. پرسش كليدي شايد اين باشد كه چرا نبايد در اين روزها كساني بنشينند و در اين باره حرف بزنند و بنويسند و چاره‌جويي كنند كه چه شرايط و روزگاري سبب شده كه خالق شخصيت‌هاي ماندگار و مشهوري مانند قيصر و رضاموتوري و سيد و قدرت و نوري و آن‌ همه رضاهاي تك و تنها، خودش جاي مخلوقاتش نشسته است؟ چه‌طور است كه تك‌افتادگي و تنهايي و به آخر خط ‌رسيدنِ شخصيت‌هاي اين فيلم‌ها هميشه باب بحث‌هاي جديِ مختلفي در سال‌هاي سال فيلمسازي كيميايي بوده، اما حالا كه بخش مهمي از آدم‌هاي موثر و بزرگِ فرهنگ و هنر دوران طلايي دهه 1340 و 1350 خودشان شبيه مردهاي دنياي كيميايي شده‌اند، نيازي به تحليل وضعيت و شرايطي كه باعث اين انزواها، خستگي و وازدگي‌ها و افسرده‌حالي‌ها نيست؟ غمخوارِ و مرثيه‌خوانِ خوش‌دست و خوش قريحه‌ي اين آدم‌ها، خودش در اين روزگار غمخواري نمي‌خواهد كه بگويد و بپرسد چه‌‌ها شد كه در دوره‌هايي – بيش و كم – ديگر از آن حس و حال كم‌يابِ سينمايي و آن توانايي يكه‌ي خلق شماري از آثار و صحنه‌ها و لحظه‌هاي فراموش‌نشدني اين سينما در فيلم‌هاي كيميايي كم‌تر نشاني پيدا شد و خالق سر فرازِ «قيصر»،«رضا موتوري»، «داش آكل»، «غزل»، «سرب»، «دندان مار»، «ردپاي گرگ» (بس نيست؟!) و حتي «حكم» در چه احوالاتي نفس مي‌كشيد وقتي فيلم‌هاي ضعيف و نقطه‌هاي فرود كارنامه‌ي چهل ساله‌ش را مي‌ساخت و ممكن است باز هم ناچار شود در شرايط كاري كند كه بسازد.

شنيدن يا خواندن فهرست تكراريِ عبارت‌هايي چون نابلدي، ناتواني، ناشي‌گري، سرهم بندي، بي‌حوصلگي و شلختگي و … موقع حرف‌زدن درباره بعضي فيلم‌هاي اين سال‌هاي كيميايي همان‌قدر خنده‌دار و بامزه است كه غم‌اگيز و تلخ. چون حقيقت اين است كه نمي‌شد تصور كرد يك فيلمساز بتواند ذوق و غريزه و قدرتِ فيلمسازي‌اش را كه سال‌ها و ساعت‌ها روي پرده به رخ كشيده بوده، جايي پس و پشت و كنار لوكيشن‌هاي بعضي فيلم‌هاي اين سال‌هايش جا بگذارد و مثل خيلي ديگر از فيلمسازهاي اين سينما پشت دوربين برود!

مسعود كيميايي تا امروز (در كنار فيلمساز بزرگ و فقيدِ هم‌نسل‌اش، علي حاتمي) تنها سينماگران ايراني هستند كه آثارشان در كنارِ هم و در يك ديد كلان‌نگر و جامع‌بين، صاحب و واجد «دنيا»يي منحصر به‌فرد است كه از ويژگي‌هاي سينماگران بزرگ هر جاي اين جهان بوده و هست و خواهد بود. چه‌گونه است كه گاه و بي‌گاه اين فيلم‌ها چنان از آن دنياي ساخته و پرداخته‌شده و شناسنامه‌دارِ خالقش با شخصيت‌ها و موقعيت‌هاي آشنا و دل‌پذير و به‌يادماندني‌اش فاصله گرفته‌اند كه شبيه جزيره‌هايي مستقل و نافُرم در كنار يك سرزمينِ موزون و قيمتي و با منزلت شده‌اند؟ قصه‌ي تك‌افتادگيِ كيميايي حتي تلخ‌تر از تلخيِ آدم‌هاي فيلم‌هايش است، چون آن‌ها با مرگ‌آگاهي و فهمِ پايانِ دوران‌شان، با جوان‌مرگيِ اسطوره‌اي و حماسي‌شان به حافظه‌هاي چند نسل سپرده شدند و جايگاه‌شان محفوظ و ماندگار شد. در عوض خوشبختانه كيميايي هنوز هست و هنوز آن قريحه و توش و توان سينمايي امكانِ توليد و خلق و نشر دارد و مي‌شود به اين موضوع دل بست كه بالاخره روزي روزگاري اين دورانِ گذارِ سخت و سنگين و بيش از حد طولاني و كش‌دار تمام شود و مسعود كيميايي بار ديگر به كمك كوله‌باري گران از پختگي و بينش و تجربه‌‌اي كامل‌شده و صيقل‌خورده، به روزهاي شكوفايي ديگري برگردد؛ يكي ديگر از آن دوره‌هاي اوج كارنامه‌ي سينمايي‌اش را با چند فيلم درجه‌يك و ماندني برگزار كند تا شيفتگانِ پرشمار گذشته و حال و فردا لازم نباشد از كيسه‌ي اعتبار و قدرتِ گذشته بگويند و به آن دل‌خوش باشند. تاريخ سينما را كه نگاه كنيم، مي‌بينيم كه كيميايي در سن و سالي‌ست كه تازه وقتِ ساختن شاهكارهايش رسيده است. اگرچه موضوع آن‌قدر واضح و مثال‌ها آنقدر فراوان است كه نيازي به فهرست‌كردن اسامي نيست، اما فقط يادتان بياوريد كه مايكل مانِ بزرگ «مخمصه» و «نفوذي» و از آن‌ها مهم‌تر «ميامي وايس» را در دهه ششم و هفتم عمرش ساخته و تازه انگار جهش‌اش را به سوي يكي از قله‌هاي سينما شروع كرده است.

خوب مي‌دانم كه هيچ‌چيز، واقعاً هيچ‌چيز، در اين دنيا به قدرِ سينما و دوربين و عكس‌هاي متحركِ روي ديوار به كيميايي انرژي و توان و لذت نمي‌دهد. او همه‌ي اين همه سال را از سينما و با سينما زندگي كره و هيچ‌وقت در هيچ شرايطي دست از سينما و فيلم‌ساختن – و مهم‌تر از آن، كشور و مردم‌اش – برنداشته است. شايد دارم ساده‌لوحانه خوش‌بيني مي‌كنم، اما نمي‌دانم چرا فكر مي‌كنم اين روزها كه از حال و روز و سر و وضع همه چيز مي‌شود فهميد كه اوضاع جهان بر مدارِ مراد نيست، اتفاقاً از آن دوره‌ها و مقاطعي است كه به فيلمساز فرصت مي‌دهد دنيايش را دوباره كشف و با وضعيت امروز مطابق‌اش كند و قصه‌هايي از جنس و رنگ و بوي همان خوب‌هايش بنويسد و ازشان عكس بگيرد. تناقض‌هاي وحشتناك و حاشيه‌هاي خواسته و ناخواسته‌اي كه از هر طرف به دنياي سينمايي كيميايي سرايت مي‌كرد و يا به آن تحميل و سنجاق مي‌شد، چشم اسفنديار اين ده پانزده سال اخير عمر او بوده‌ است. ممكن است حاصل جمع اضداد همين حواشيِ گاه تلخ و دردساز و فرامتن‌هايي كه گاهي سايه‌شان روي متن اصلي بيش از حد سنگيني مي‌كرد و آن را به تاريكي مي‌برد، مي‌تواند سرچشمه‌ي جوشاني از قصه و حكايت و آدم و موقعيت باشد كه هنوز كه هنوز است، كسي به خوبي كيميايي بلد نيست روي نگاتيو ثبت‌شان كند. اين‌كه چرا در اين سال‌ها اين اتفاق نيفتاده، دلايلي دارد كه گفتم مي‌شود درباره‌شان لااقل به اندازه‌ي يكي از شخصيت‌هاي فيلم‌هاي خودِ كيميايي تحليل و تفسير نوشت…

اما امروز، بيش‌تر و پيش‌تر از همه‌ي اين چيزها، فيلمسازِ چيره‌دستِ ما احتياج به ساختن يكي از آن فيلم‌ها دارد كه حس و حال سينمايي‌اي خالص و ناب‌اش كاري كند كه صداي نفس تماشاگر بغل‌دستي در سالن‌هاي سينما به گوش برسد. آن‌وقت اگر در لايه‌هاي ظاهري ‌فيلم هم نشاني از تعهد اجتماعي و مبارزه‌جويي و حرف‌هاي آن‌چنانيِ الصاقي به سينما و دنياي كيميايي نبود، آن‌قدر سينمايي و پُر خون و گرم باشد كه ناخودآگاه - مثل هر قصه و فيلم خوب ديگري – لايه لايه شود و عمق پيدا كند و اين‌بار اين حرف‌ها نه از دهان شخصيت‌ها و رو به دوربين، بلكه از دل روايت و حال و احوال آدم‌هاي قصه بيرون بيايد. همان‌طور كه قيصر و گوزن‌ها و سرب و دندان مار اين ‌چنين بود و كيميايي موقع ساختن‌شان دل و دين‌اش را گرو عشق ابدي‌اش يعني سينما سپرده بود. الان دوباره وقتش رسيده كه كيميايي سراغ عشق اول برود و مثل همان جوان پر شور سال‌هاي سال قبل با دوربين و (به تعبير خودش) عكس‌نويسي سينمايي و مردان جذابي كه همديگر را قرص و محكم در آغوش مي‌گرفتند و گاهي همان قدر قرص و محكم هم تنها يا در كنار هم مي‌مردند، عشق‌بازي كند. شك نكنيد كه محصول چنين بازگشتي بار ديگر همه را به وجد خواهد آورد و كيميايي دوباره (مثل همتاي پُرتوان و بزرگش، داريوش مهرجويي) به چهره‌ي اول اين سينماي بي‌چهره تبديل خواهد شد.

 

 

سنگ محكي براي سنجش عيار خيلي چيزها

پرويز شهبازي و فيلم‌هايش، به بهانه تجليل از او در دومين جشن كارگردانان سينماي ايران

 

 

+ حكايت پايان‌نامه‌ي دانشجويي پرويز شهبازي مي‌تواند كليد ورود به كارنامه‌ي حرفه‌اي او و مسيرش در فيلمسازي باشد و خط و ربط اين نوشته را هم تا حد زيادي روشن مي‌كند؛ شهبازي به عنوان پايان‌نامه عملي دانشگاهي‌اش يك سكانس از فيلم «طناب» (آلفرد هيچكاك) را بازسازي كرد، منتها ايده اصيل و (براي زمان ساخت فيلم) بديع و غير منتظره‌ي فيلم هيچكاك را تغيير داد. «طناب» فليمي بدون قطع بود (سال‌هاي سال پيش از ظهور پديده ديجيتال و با حلقه‌هاي نگاتيي كه حدود ده دقيقه امكان فيلمبرداري داشت) و شهبازي يكي از سكانس‌هاي فيلم را با دكوپاژ مجدد، به شكل عادي و مرسوم و كلاسيك تقطيع كرد تا حرفي، نكته‌اي و موضوعي را روشن كند؛ اين‌كه هيچكاك كبير بي‌دليل و صرفاً به قصد مرعوب‌كردن يا به رخ‌كشيدن قدرت فوق‌العاده‌اش در ميزانسن نبوده كه «طناب» را با اين ساختار و بدون قطع ساخته است. كار شهبازي (بدون هيچ‌گونه دليل يا قصدي براي مقايسه) شبيه كاري است كه سال‌ها بعد، گاس‌ون‌سنت، فيلمساز مستقل و مبتكر آمريكايي با فيلم ديگري از هيچكاك كرد. گاس ون‌سنت هم فيلم «رواني» هيچكاك را بدون كوچك‌ترين تغييري در ميزانسن و دكوپاژ (مو به مو مطابق نسخه‌ي اصلي) و فقط با بازيگران تازه، رنگي و اضافه‌كردن يك صحنه‌ي نامربوط بازسازي كرد. هر دو فيلمساز، بي‌اطلاع از كار هم در دو سوي دنيا و در دو زمان مختلف، قصد اثبات يك نكته‌ي مهم را داشتند: «اصل با بدل‌اش و چيز واقعي با قلابي زمين تا آسمان فرق دارد.» هر دو با شروع كاري كه شكست محتومش از پيش واضح بود، خواستند نشان دهند كه اصالت و غناي دنياي سينماگر بزرگي مثل هيچكاك را فقط لايه‌‌هاي ظاهريِ صناعت و تكنيك خلق نكرده است. هيچكاك به عنوان يكي از معدود فيلمسازان تاريخ كه به معناي واقعي كلمه صاحب دنيايي مستقل و منحصر به فرد و قائم به ذات است(مثل دنياي روبر برسون، ياسوجيرو اوزو يا تيم برتون و... )، سينماگري غير قابل تقليد است و شهبازي و گاس ون‌سنت هر كدام به شكلي اين موضوع را با خودِ سينما اثبات كردند.

 

با اين مقدمه حالا راحت‌تر مي‌شود درباره‌ي دو تجربه‌ي اول سينمايي شهبازي و خصوصاً فيلم «نجوا» حرف زد و توصيف‌شان كرد. «نجوا» براساس مولفه‌ها و ظواهر رو و قابل تقليد سينماي عباس كيارستمي ساخته شد و عملاً به نتيجه‌اي رسيد كه پايان‌نامه‌ي شهبازي يا بازسازي «رواني» توسط گاس ون‌سنت اثباتش كرده بودند. به عنوان يكي از معدود كساني كه «نجوا» را ديده، مي‌گويم كه ردپاي پوسته‌ي ظاهري آثار كيارستمي در فيلم تابلوتر و (به تعبير خودِ كيارستمي) گل‌درشت‌تر از آن است كه فيلمساز يا هر تماشاگرِ فرضيِ فيلم بخواهد انكارش كند يا اين تاثير مستقيم و سر راست را خفيف جلوه دهد. اگر بخواهم صريح‌تر بگويم و مستقيم بروم سرِ اصل مطلب، قضيه اين است كه شهبازي با ساختن «نجوا» نشان داد كه مي‌شود «اصلِ جنس» را كپي كرد و اتفاقاً درست و با شناخت دقيق و ريزبينانه و هوشمندانه‌اي به سرانجام رساند. فهرست حضورهاي بين‌المللي و جوايز و اعتبارهاي جهاني دو فيلم اول شهبازي، عملاً حاصلِ تلاشِ او براي نشان‌دادن اين موضوع بود كه ديگراني هم هستند كه اصل را از بدل تشخيص نمي‌دهند و فقط با كشف همان اله‌مان‌هاي ظاهري، فيلم را منتسب به مكتب يا سبك و جنسي از فيلمسازي مي‌كنند كه قطعاً قابل تقليد نيست و نخواهد بود. اين‌كه «مسافر جنوب» را – با وجود ارتباط مشخص و مستقيمش به اين بحث – كنار گذاشتم، دليلي دارد كه در ادامه‌ي اين نوشته بهش خواهم رسيد. شهبازيِ جوان، به هر دليلي كه براي خودش داشته، با اين دو فيلم روي موج جريانِ تقلبيِ فيلم‌هاي «كيارستمي‌وار» سوار شد و چون سينما را خوب مي‌شناسد و هوش و درك درستي از آن دارد، در مقطعي كه دنيا اغلبِ رونوشت‌هاي برابر اصلِ كيارستمي را مي‌پذيرفت و مقبول مي‌دانست، توانست هم جهان‌گردي رايگاني را تجربه كند و هم اعتبار و نام و نشاني براي خودش دست و پا كرد كه حالا با خيالي آسوده‌تر و امكانات و فارغ‌تر بيش‌تر از محدوده‌ي حقير و محلي سينماي داخلي فيلم‌هايي بسازد كه تصور و تصوير نزديك‌تري از سينماست، يا لااقل سينمايي است كه خودش دوست داشته و دارد. به همين دليل است كه اولين گامِ مستقل‌اش براي دور شدن از اين فضاي كپي‌كاري را (كه بيش‌تر شيوه مرسومي در هنر نقاشي است تا سينما!) آن‌قدر هوشمندانه برداشت كه خيلي‌ها را به غلط به صرافت انداخت كه دارد همان مسير را ادامه مي‌دهد.

 

«نفس عميق» بي‌ترديد فيلمي مستقل از سبك و سياق و مهم‌تر از آن نگاهِ كيارستمي است و كساني كه اين فيلم را هم براساس نسبت‌اش با سينماي كيارستمي سنجيدند و آن را دنباله‌روي اين قبيل فيلم‌ها دانستند، تماشاگران و گاهي منتقداني بوده و هستند كه تصور درست و دقيقي از تفاوت «دنياي سينماگر» يا عمق و بطنِ راه و روشِ فيلمسازي و محصولات سينمايي كيارستمي ندارند. «نفس عميق»، بر خلاف اين تصور، فيلمي اريژينال و صاحب ديدگاه و از آن مهم‌تر واجد ساختمان و اجرايي مستقل، متفاوت و خلاقانه است، و طبعاً همه در اين نكته اتفاق نظر داريم كه خلاقيت ارتباطي با تقليدِ صرف يا كپي‌برداري ندارد.

 

«نفس عميق» فيلمي‌ست كه از سينماگري مي‌شود انتظار ساختنش را داشت كه بين فيلم‌هاي محبوبش «لورنس عربستان» (ديويد لين) و حتي «عمر مختار» (مصطفي عقاد) هم جايگاه ويژه‌اي دارد و لابد در اين نكته هم اتفاق نظر داريم كه كيارستمي و اغلب مقلدانش علاقه و تحمل تماشاي هيچ‌كدام از اين دو فيلم‌ و مشابه‌هايش را ندارند! اين نكته در مورد «مسافر جنوب» هم تا حدودي صدق مي‌كند و آن فيلم هم بر خلاف ظاهرِ غلط‌اندازش فيلمي داستان‌گو با ريتمي قابل تامل و ساختاري طراحي‌شده است كه ايرادهايش را در دو مسير متفاوت مي‌شود دنبال كرد و به نتيجه رسيد؛ يكي دوگانگي آشكار بين سينماي كيارستمي‌وار كه معلوم است موقع ساختنش در ذهن و اجراي فيلمساز هم با‌عث اختلالاتي شده و ديگري خام‌دستي و بي‌تجربگي‌هاي فيلمِ اول كه تجربه‌هايش در «نفس عميق» حسابي به كار شهبازي آمده و (اميدوارم) در «عيار 14» (يا هر اسم ديگري كه قرار است برايش انتخاب شود) هم آمده باشد.

 

با وجودي كه خيلي علاقه‌اي به پي‌گيري حضورهاي بين‌المللي سينماي ايران (بجز موارد معدودي مثل حضورهاي بخش مسابقه جشنواره‌هاي جهاني الف) ندارم، بعد از لذت تماشا و كشف كيفيت ويژه‌ي «نفس عميق»، از حضورش در جشنواره معتبري مثل كن خوشحال شدم. اين بار فكر كردم كه علاوه بر اعتبار بين‌المللي شهبازي به خاطر ساختن دو فيلم اول، آن چيزهاي خاص و ويژه‌اي كه «نفس عميق» را به فيلم ممتازي در سينماي ايران تبديل كرده، به چشم آن ديگران هم آمده، گيرم اين نگراني هم وجود داشته باشد كه آن‌ها باز هم فيلم را با چشمِ «كيارستمي‌بينانه» ديده و پسنديده باشند.

 

به نظرم بر خلاف دو فيلم اول و دوم، شهبازي «نفس عميق» را به قصد و نيتِ جشنواره‌هاي خارجي نساخت، چون آن‌قدر باهوش هست كه ممكن است مدتي قبل از اين‌كه تقِ اين ماجرا در جوامع بين‌المللي دربيايد، پيش‌بيني‌اش كرده و قيدش را زده بود. «نفس عميق» جاي خوبي در ميانه‌ي سينماي داستاني كلاسيك و فيلم‌هاي مستقل‌ غير كليشه‌اي و ساختارشكن ايستاد و (با كمي احتياط براي محكِ دشوارِ و تعيين‌كننده‌ي زمان) ماندگار شد. خبرهايي كه از داستان و سر و شكل و فضاهاي «عيار 14» به گوش مي‌رسد، نشان مي‌دهد كه شهبازي با اعتماد به نفس بيش‌تر و استفاده از تجربه‌هاي قبلي دارد به سمت سينمايي مي‌رود كه جايش اين سال‌ها به‌شدت در ميان توليدات بي‌ارزش و فراموش‌شدني سينماي ايران خالي است. طبيعي است كه قضاوت در ا‌ين‌باره فقط با تماشاي فيلم امكان‌پذير است، اما كمي بعيد است كه حتي اگر در قياس با فيلمِ قبلي تجربه‌اي كامل‌تر يا قدمي رو به جلو نباشد، فيلمي دور از علايق و سلايق شهبازي يا فيلمي قلابي و ناشيانه از كار درآمده باشد. اين پيش‌بيني قبل از تماشاي فيلم به اين دليل است كه شهبازي ذاتاً آدم فرصت‌طلبي است؛ صفتي كه براي هر كسي در عالم سينما از واجبات است. بعد از چند سال دوري از فيلمسازي و وسواسي كه به دليل توقع مخاطب پس از تماشاي «نفس عميق» براي ساخت فيلم بعدي گريبان شهبازي را گرفت، با احتياط زيادي جلو رفت. يك جور نگراني بابت همين چيزها در وجودش بود و در ديدارهاي گاه و بي‌گاه‌مان به دليل پيچيدگي‌ها و حسابگري‌هاي شخصيتي‌اش سعي مي‌كرد بروزش ندهد، اما معلوم بود كه دارد براي قدم بعدي‌اش خيلي با محاسبه و فكر و ايده جلو مي‌رود. قبول دارم كه سينماي ايران جزو غير قابل پيش‌بيني‌ترين چيزهاي اين زمانه است، اما خيلي مشتاق و اميدوار ديدن محصول چند سال صبر و كنار گذاشتنِ چند طرح و قصه‌ي مختلف و البته قريحه‌ي سينمايي قابل توجه شهبازي هستم كه كشفش با ديدن «نفس عميق» كار چنان مشكلي نيست.

 

پرويز شهبازي با نوشتن و كارگراني همين سه فيلم، خصوصاً «نفس عميق»، و طرح‌ها و فيلمنامه‌هايي كه اين سال‌ها نوشته و كنار گذاشته يا كارگرداني‌اش را به شخص ديگري سپرده، از استعدادهاي غير قابل انكار سينماي ايران است. مي‌شود حدس زد اگر وسواس بي‌دليلي را كه درباره‌اش نوشتم كنار بگذارد و بعد از اين سال‌هاي كم‌كاري وارد گود فيلمسازي بشود، از فيلمسازان شاخص نسل خودش خواهد بود. او ويژگي‌هاي لازم براي اين تشخص را دارد، چه از نظر حرفه‌اي و سينمايي و چه از جنبه‌ي شخصيتي كه اصلاً فكر نمي‌كنم بشود از محصولاتش تفكيك‌شان كرد يا آن‌ها را بي‌ارتباط با هم دانست. پرويز شهبازي، صرف نظر از فيلم‌هايي كه مي‌سازد يا خواهد ساخت، آدم خاص و پيچيده‌اي است؛ در عين جسارت به‌شدت محافظه‌كار است و با وجود ظاهر و رفتار غلط‌اندازش پشت هر حرف و حركتش حسابِ خيلي چيزها را كرده و مي‌كند. گاهي در برخوردهاي شخصي چنان هوش و فهم طرف مقابلش را دست كم مي‌گيرد كه احساس ناخوشايندي به طرف دست مي‌دهد و زماني هم - بر عكس - چنان به اين هوش و حس و درك متقابل اعتماد مي‌كند كه از كم‌تر كسي در اين روز و زمانه انتظارش مي‌رود. شايد به همين دليل است كه سخت مي‌شود او را شناخت و فهميد در هر مواجهه‌اي به عنوان يك دوستِ امين و معتمد با تو طرف مي‌شود يا غريبه‌اي كه آمده تا چيزهايي را به هم بريزد و يك وضعيتِ عاديِ روزمره را به ماجرايي پيچيده تبديل كند؛ اگر شتباه نكرده باشم، داستان آخرين فيلمي هم كه ساخته چيزي در همين مايه‌هاست: قصه‌ي دوست يا آشنايي كه بعد از مدتي سر و كله‌اش پيدا شده و ظاهراً مي‌خواهد بساطِ زندگي شخصيتِ مقابلش را به هم بريزد، در حالي كه اين آشناي تازه بازگشته چيزهاي ديگري در سر دارد...



ورزشي


هفته سی و دوم: امتیازات طلایی برای قهرمانی و سقوط

هفته سی دوم مسابقات فوتبال لیگ برتر فردا با انجام 9 دیدار سرنوشت ساز بطور همزمان آغاز می شود و تا حد زیادی تکلیف مدعیان قهرمانی و سقوط کنندگان به لیگ دسته اول مشخص خواهد شد. هر تیمی که بتواند سه امتیاز طلایی بازی فردا را صید کنند تقریبا به هدف خود خواهد رسید و در این بین مهمترین دیدار مصاف رو در روی دو مدعی قهرمانی سپاهان و صبا باتری در اصفهان میباشد و پس از آن دیدار پرسپولیس و برق در آزادی.

 

برنامه هفته سی و دوم

بیست و دوم اردیبهشت

16:15

یکشنبه

استقلال

- - -

پاس

ذوب آهن

- - -

نفت

صباباتری

- - -

سپاهان

شیرین فراز

- - -

ابومسلم

ملوان

- - -

راه آهن

سایپا

- - -

پگاه

استقلال اهواز

- - -

مقاومت

مس

- - -

پیکان

برق

- - -

پرسپولیس




 
 

 
 
 
 
 

 

از اینکه هفته نامه فرهنگی ، هنری ، ورزشی سگال را انتخاب کردید خوشحالیم .با انتقادات و پیشنهادات خود ما را یاری نمایید.
باسپاس
هفته نامه فرهنگی ، هنری ، ورزشی سگال
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و دوم اردیبهشت 1387ساعت 3:13  توسط گروه جوان  | 

365 روز

وخدايي كه در اين نزديكي ست
بادرود

365 روز

 

 

روز (7)

 

هر چه بيشتر تصميم بگيريد، قدرت تصميم گيري شما بيشتر مي شود.همچنان كه عضلات بدن در اثر ورزش نيرومند تر مي شوند، قدرت تصميم گيري نيز با تمرين افزايش مي يابد.

 

همين امروز، در مورد دوكار كه به تاخير انداخته ايد تصميم بگيريد: يك تصميم كه گرفتن آن آسان و يك تصميم كه كمي دشوار تر باشد. بلافاصله در جهت عملي كردن هر يك از آنها قدمي برداريد و اين كا را با قدم ديگري كه فردا بر ميداريد ادامه دهيد. با اين عمل، عضلات تصميمگيري شما نيرومند مي شوند و مي توانيد بزودي تغيراتي بزرگ، در تمامي جهات زندگي خود به وجود آوريد.


 
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و دوم اردیبهشت 1387ساعت 1:56  توسط سردبير  | 

هفته : فرهنگي هنري سگال(شماره هفتم) منتشر شد

وخدايي كه در اين نزديكي ست

 

بادرود

 

سرمقاله

 

از اين پس قصد داريم كه سياسي بشويم و سياسي بنويسيم؛اما هر چه فكر ميكنم سياست ،سياست؛آري سياست سيا است. پس ما نميتوانيم سياسي باشيم !چرا كه بنا بر اين تعريف لغوي هنر ((ه ن ر=هدايت نوراني رويدادها))آنگاه هنرمند نيستيم و در سياهي سياست فرو رفته ايم.

 

هم من و هم شما خوب ميدانيم كه اين سياهي با سياهي لشكر در سينما فرق دارد!يك هنر مند رسالتي بر دوش دارد كه بايد انرا به سرانجام برساند و امروزه كار رسانه هاي جمعي همان كار حضرت زينب(س) مي باشد؛ كار زينبي ،كار فرهنگي.

 

مگر ميشود كار فرهنگي كرد و ربطي به سياست نداشت!؟ همين نوع پوشش و مدلهاي موي انچناني سيخ كه گويا برق سه فاز گرفتدشان! و بگذريم از خط ريشهايي كه بيشتر شبيه خالكوبي ست تا ريش! و وقتي بگوييم پسر چرا زير ابرو ميگيري؟ ميگويد: از دست شماها نميتوانيم نفس بكشيم؟ از جان ملت چه ميخواهيد؟

 

همه ي ما خوب ميدانيم كه اين شخص با من و تو نيست روي صحبتش با سياستمداران است. اگر بخواهيم همين جريان را مورد تحيل و بررسي قرار دهيم به كوچه پس كوچه هاي باريكي ميرسيم كه ديگر راه فراري نداريم.

 

اما قدر مسلم اين است كه آن جوان چه دختر و چه پسر با تقليد كور كورانه از شرق و غرب به اين سمت كشيده شده است. اگر او فرهنگ غني ايراني را ميشناخت باز اينگونه رفتار ميكرد؟ حتما مي گوييد مي شناسد اما همان كوچه ي باريك مانع بروز است.

 

با نگاه اجمالي ميفهميم كه يكي از اين منابع آشنايي جوانان با فرهنگهاي شرق و غرب ماهواره و اينترنت است.كه اين دو به خودي خودي خطرناك نيست بلكه مفيد به فايده است. همانگونه كه دشمنان ما فرهنگ و هنر و اقتصاد خويش را توسعه مي دهند ما هم بايد همين روش را پيش بگيريم، منتهي به شرط و شروطها. ما كه اين جنگ فرهنگي را در حال باختنيم،باور نداريد؟ كمي به كوچه و بازاربرويد يا نزديكتر كنار پنجره اتاقتان بشينيد حتما مي بينيد لازم به گفتار نيست(چيزي كه عيان است چه حاجت به بيان است؟) اين همه معتاد از كجا امده اند؟ اين همه فحشا از كجا امده است؟ اين همه فقر اين همه .... اين همه ....

 

كسي نيست جواب بدهد ! كسي مسئول نيست! همه بفكر سياست خارجي هستند اما غافل از اينكه از داخل در حال انفجاريم، بايد چاره اي انديشيد.

 

پس دستت را به من بده تا من و تو ماشويم، من اگر برخيزم توا گر بر خيزي همه بر ميخيزند. بيا نا منو تو ما شويم از هنر و فرهنگ ميهن خود دفاع كنيم چون كار از توسعه ي ان گذشته!!!

 

گفتم سياست خارجي!مگر غير از اين است كه ايران و ايراني را متوحش وتروريست ميدانند!؟ و اين نيز بخاطر فرهنگ غلطي ست كه از ما انتشار يافته!!! واقعا انتشار يافته؟ من كه مي گويم نه ،اگر انتشار مي يافت،اگر به اين نسل سوخته ميرسيد،اين دردها را جوانان ما نداشتند.

 

گفتم نسل سوخته!چون در زمان كودكي كه مي بايست با بچه هاي محله (( سنگ،كاغذ، قيچي _ بالا بلندي _ گرگم به هوا_ قايم باشك _ خاله خاله بازي _گردو بازي (كه بازي بولينگ برگرفته از همين بازيست) و...)) بازي ميكرد از ترس بمب و گلوله بيرون نمي آمدند ؛ چون هميشه آژير قرمز مي زدند. بزرگترها هم ميگفتند : (بيرون نري يك سر دوگوش هست،مي بردت.) كمي بزرگتر شدند و پر از انرژي جايي براي تخليه ي اين نيرو نبود، يا در خود مي ريختند يا بر سر خانواده!!!(كجا اين همه باشگاه ورزشي بود؟) باز بزرگتر شدند راهي براي رفتن به دانشگاه نداشتند( خيليها)چون هم دانشگاه كم بود و هم ظرفيت پذيرش و از همه مهمتر سهميه هايي بود كه بعضي ها داشتند. حالا ديگر وقت عاشق شدن بود كه وي عاشق نشد، چون عاشقي را فرا نگرفته بود چون خاله خاله بازي نكرده بود تا ياد بگيرد براي خوشحال كردن خانواده بايد تلاش كرد.

 

من عقيده دارم كه همه ي ما سياسي هستيم و اگر نباشيم بايد ما را ببرند آنجا يي كه عرب ني انداخت. مگر غير از اين است كه دين از سياست جدا نيست!؟ مگر نه اينكه ديانت ما عين سياست ماست!؟ بنا براين ما اگر سياسي نباشيم يعني دين نداريم و دين ما نيز اسلام است و پس ما مسلمان نيستيم.

 

آري دوستان و خوانندگان ارجمند ما از اين پس سياسي مي نويسيم و سياسي هستيم.

باسپاس

 

سردبير

 
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و دوم اردیبهشت 1387ساعت 1:46  توسط سردبير  | 

هفته نامه : فرهنگی ورزشی سگال (شماره ششم) منتشر شد.

و خدايي كه در اين نزديكي ست

بادرود

در اين شماره ميخوانيد :

سرمقاله

ديشب فاصله ميان من و پنجره ، پنجره و شب را تنها...

365 روز

روز (6)
همه ی ما داستان زندگی افرادی را شنیده ایم که علی رغم محدودیتهای...

شعر امروز

نام شعر : می مست
نام شاعر : رادش احسانی
دیشب آن شوخ پریچهر سراغم بگرفت
خنده ای کرد و نگاهم بگرفت...

ضرب المثلهاي ايراني
ضرب المثلهای مازندرانی:
آش تا کنا نون تا صحرا...

فرهنگ دفاع

دفاع چیست؟ به چه می گویند دفاع مقدس؟ پس جنگ چیست؟ آیا ما جنگیده ایم؟...

معرفی کتاب

حرف من – حرف دل توست – عاشقانه – بی ریا و کیمیا...
و عشق رازی است مقدس بین من و تو ...

دست نوشته های پاییزی

این قسمت مال شما و برای شماست (نثر ، داستانهای کوتاه ،خاطرات و درد دلهای خودتان را برای ما بفرستید تا در این قسمت نمایش داده شود)
بهترین گفتار
می گویی برایم حرف بزن ،خیلی حرفها برایت...


تما شاگه راز
این قسمت مال شما و برای شماست (عکسهای هنری / تاریخی / طنز و... خود را برای ما بفرستید تا در این مکان نمایش داده شود به عکس برتر پس از بررسی نظر کاربران و تایید کارشناسان جایزه تعلق میگیرد .)...

شوخی هفته
یک نفر میمیره ، اعلامیه اش رو میچسبونند به...

از اینکه هفته نامه فرهنگی ، هنری ، ورزشی سگال را انتخاب کردید خوشحالیم .با انتقادات و پیشنهادات خود ما را یاری نمایید.
باسپاس
هفته نامه فرهنگی ، هنری ، ورزشی سگال

 
+ نوشته شده در  جمعه سیزدهم اردیبهشت 1387ساعت 0:36  توسط گروه جوان  | 

هفته نامه : فرهنگي ورزشي سگال (شماره ششم)

وخدايي كه در اين نزديكي ست

 

بادرود


 

 معرفي كتاب

 

حرف من – حرف دل توست – عاشقانه – بي ريا و كيميا...

 

و عشق رازي است مقدس بين من و تو ...

 

مجموعه شعر (( دروغ نگو )) دومين كتاب حميد رضا حسين پور بعد از (( درد و دل)) مي باشد.

 

سر شناسه : حسين پور ، حميد رضا ،1355

 

عنوان و پديد آور : دروغ نگو = Don’t tell a lie / حميد رضا حسين پور

 

مشخصات نشر : تهران ، آرون ، 1386

 

مشخصات ظاهري : 84 ص

 

شابك :9789648900484

 

وضعيت فهرست نويسي : فيپا

 

يادداشت : فارسي – انگليسي

 

يادداشت : بالاي عنوان : مجموعه شعر

 

عنوان ديگر : مجموعه شعر دروغ نگو

 

موضوع : شعر فارسي _ قرن14_ترجمه شده به انگليسي

 

شماره كتابشناسي ملي :1105916

 

 

 

مولف : حميدرضا حسين پور

 

ناشر : انتشارات آرون

 

چاپ اول : 1386

 

چاپخانه حيدري : 4000 نسخه

 

قيمت 1500

 

مركز پخش: مازندران _ محمودآباد _ كانون توسعه ي فرهنگ و هنر جوان

 

همراه :09113206515 حسين پور

 
+ نوشته شده در  پنجشنبه دوازدهم اردیبهشت 1387ساعت 18:37  توسط گروه جوان  | 

هفته نامه : فرهنگي ورزشي سگال (شماره ششم)

وخدايي كه در اين نزديكي ست

 

بادرود


 

 فرهنگ دفاع

(قسمت دوم)

شناسه عمليات

نام عمليات : والفجر 8

رمز عمليات : يا فاطمه الزهرا(س)

منطقه عمليات : جبه جنوبي _فاو

زمان عمليات :20/11/1364 تا 9/2/1365

نوع عمكليات : گسترده

هدف : تصرف فاو و تهديد بصره از جنوب

فرماندهي و سازمان رزم عمليات : سپاه پاسداران انقلاب اسلامي

استعداد نيروهاي درگيري خودي : 140 گردان پياده 16 گردان توپخانه.

استعداد نيروهاي درگير دشمن : 126 گردان پياده ،33 گردان زرهي ،23 گردان مكانيزه ،29 گردان كماندو ، 20 گردان گارد رياست جمهوري.

تلفات دشمن : 50000 كشته و زخمي ،2105 اسير

خسارات دشمن : انهدام 39 هواپيما ، 5 بالگرد ، 540 تانك و نفربر ، 150 قبضه توپ صحرايي ، 55 توپ پدافند هوايي، 5 دستگاه مهندسي ،250 خودرو ، دو ناوچه موشك انداز.

غنايم : 95 دستگاه تانك و نفر بر ، 20 قبضه توپ، 120 قبضه پدافند هوايي، 30 دستگاه مهندسي ، 180 خودرو.

نتايج :

آزاد سازي و تصرف 940 كيلومتر مربع از سرزمينهاي ايران و عراق

تصرف شهر بندري و مهم فاو

انهدام وسيع نيرو و تجهيزات دشمن

تسلط بر اروند رود

انسداد راه عراق به خليج فارش

هم مرز شدن با كويت.

 
+ نوشته شده در  پنجشنبه دوازدهم اردیبهشت 1387ساعت 18:33  توسط گروه جوان  | 

هفته نامه : فرهنگي ورزشي سگال (شماره ششم)

وخدايي كه در اين نزديكي ست

 

بادرود


 

 

 ضرب المثلهاي بومي ايراني

 

 

 

ضرب المثلهاي مازندراني:

 

آش تا كنا نون تا صحرا

 

Ash Ta Kenna Nun Ta Sahra

 

آش تا پله نان تا صحرا ؛ كنايه از وضعيت معيشتي خيلي عالي داشتن است.

 

(شما هم ميتوانيد ضرب المثلهاي بومي استان خويش را برايمان ارسال نماييد تا در اين ستون به نمايش گذاشته شود.)


 
+ نوشته شده در  پنجشنبه دوازدهم اردیبهشت 1387ساعت 18:29  توسط گروه جوان  | 

هفته نامه : فرهنگي ورزشي سگال (شماره ششم)

وخدايي كه در اين نزديكي ست

 

بادرود


 

 شعر امروز

نام شعر : مي مست

نام شاعر : رادش احساني

ديشب آن شوخ پريچهر سراغم بگرفت

خنده اي كرد و نگاهم بگرفت

پلك خود برد بالا تا بنمايد به من

مظهر زيبا و نافذ را به من

گفت اينكه مي بيني يكي جام جم است

ليك كمبودي كه دارد اندونش مي مست

من مي دل را رها كردم زبند از بهر او

تا به نرمي فرو ريزد ميان جام او

ناگهان باران رحمت رو به باريدن گرفت

يار رادش ميان آغوش خوابيدن گرفت.



 
+ نوشته شده در  پنجشنبه دوازدهم اردیبهشت 1387ساعت 18:26  توسط گروه جوان  | 

هفته نامه : فرهنگي ورزشي سگال (شماره ششم)


 

 

365 روز 

روز (6)

همه ي ما داستان زندگي افرادي را شنيده ايم كه علي رغم محدوديتهاي شرايط، دست به كاري شگرف زده و به صورت نمونه هايي از نيروي بي كران روح انساني در آمده اند.

من و شما نيز مي توانيم زندگاني خود را به صورت يكي از افسانه ها در آوريم، به شرط اينكه شهامت داشته باشيم و بدانيم كه قادريم اختيار اتفاقاتي را كه در زندگيمان مي افتد به دست بگيريم.

و اگر هم نتوانيم هميشه اتفاقاتي را كه در زندگيمان مي افتد كنترل كنيم، دست كم مي توانيم بر واكشنهاي خود نسبت به آن وقايع، و بر اعمالي كه در مقابل آنها انجام مي دهيم مسلط باشيم.

اگر در زندگي شما چيزي هست كه از آن ناراضي هستيد، (مثلا در زمينه روابط،جسمي و يا شغلي) هم اكنون تصميم بگيريد كه بلافاصله تغييري در آن به وجود آوريد.

 
+ نوشته شده در  پنجشنبه دوازدهم اردیبهشت 1387ساعت 18:22  توسط گروه جوان  | 

هفته نامه : فرهنگي ورزشي سگال (شماره ششم).

وخدايي كه در اين نزديكي ست

 

بادرود


 

 سر مقاله

ديشب فاصله ميان من و پنجره ،پنجره و شب را تنها ياد تو پر ميكرد. ديشب سجاده ي سپيد نيازم را در حرم سبز ناز تو گسترده بودم و تمامي فرشتگان عاشق را به بزم عاشقانه ام دعوت كرده بودم.

 

من كه تا ديروز سالها بود در چهار راه دلم پشت چراغ قرمز غروز توقف كرده بودم ؛ ديشب چراغهاي بزرگراه دلم را سبز كردم و امروز آمده ام تا بگويم كه بي تو بودن چقدر سخت است .

 

آمده ام تا همه ي سبدهاي سپيد دعايم را تنها با تك شاخه معطر اجابت تو معادله كنم.

 

مرا به ضيافت حضورت بپذير.

 

باسپاس : سر دبير 

 
+ نوشته شده در  پنجشنبه دوازدهم اردیبهشت 1387ساعت 16:41  توسط گروه جوان  |